مير تقي الدين كاشاني

مقدمه 32

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

دربار اكبر شاه به لحاظ همين تعلق خاطر به شعر و شاعرى ، مركز گرد آمدن شاعران گرديد و آنان براى تقرب يافتن بيشتر مىكوشيدند كه در پايه و مايهء شعرى به درجات بالا نايل آيند و در اين جهت باهم رقابت و همسرى داشتند . طالب آملى با همين كوشش در شعر ترقى كرد و خود را نزد اكبر شاه چنان مورد اعزاز قرار داد كه به منصب ملك الشعرايى دربار او نايل آمد . گفتيم كه در دورهء صفوى تنوعى در سبكهاى شعرى به وجود آمد كه موضوعى درخور توجه است و اشعار خوب و دلپذير فراوانى در هريك از اين سبكها پديد آمد و بر برگهاى افتخارآميز شعر پارسى افزود . اين سبكها عبارت است از : 1 - سبك وقوع يا وقوعى كه عبارت از بيان حالتى از حالات عشق و عاشقى است كه در بين عاشق و معشوق به گونهء واقعى ظاهر مىشود و در شنونده جنبهء متعارف و معمول و آشنا به ذهن از آن احساس مىگردد يا عبارت از هر مطلب ديگرى است كه با عالم واقع منطبق و به شيوهء به اصطلاح خودمانى بيان گردد . 2 - معنىطرازى يا معنىگرايى و آن عبارت از اين است كه شاعر براى بيان مقصود خود با استفاده از تشبيه و استعاره و تناسب و قرينه براى هرچه مىخواهد بگويد ، معنايى مىتراشد و چاشنى سخن خود مىكند و با اين ترتيب با چراغى ذهن خواننده و شنونده را براى اثبات و استوار داشتن مطلب خود روشن مىگرداند . سابقهء اين سبك در اشعار خلّاق المعانى ، كمال الدين اصفهانى به خاطر مىرسد كه در دورهء صفوى با تغييرات و تفاوتهايى در آثار جمعى از شاعران تجلّى مىنمايد . 3 - سبك اصفهانى كه مبتنى بر مضمون‌يابى و باريك‌انديشى است ، به وسيلهء توجه به پديده‌هاى آفرينش و چيزهاى مشهود در پيرامون شاعر كه براى پشتيبانى فكرى از مطلب موردنظر و دليل تراشيدن براى صحت گفتار ، از آنها مضمونى آفريده مىشود و توجه شنونده را به مقصود و موضوع گفتار ، بيشتر جلب مىكند . 4 - سبك هندى ، سبكى است كه از مكتب اصفهانى گرفته شده ، با اين تفاوت كه با باريك‌انديشى غامض‌تر و پيچيده‌ترى همراه است و براى پىبردن به مقصود شاعر ، تأمل و تفكر بيشتر لازم است . اين سبك در واقع تشديد و تغليظ سبك اصفهانى است كه متأثر از تفكّر معماگرايانهء هندى مىباشد .