مير تقي الدين كاشاني

مقدمه 33

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

مكتب وقوع در مكتب وقوع كه بناى شاعر بر واقع‌گويى و اوضاع و احوالى است كه واقعيت آن آشنا به ذهن است ، پايبندى به صنايع ادبى و رعايتهاى بديعى و رسميت عبارات فاخر كمتر به نظر مىرسد ، درحالىكه احترازى هم از آن جمله نيست . البته اين نوع سخن سخنى بىسابقه نيست و در اشعار امير خسرو و سعدى و ديگران جسته گريخته ديده شده است . سعدى : هرگز وجود حاضر و غايب شنيده‌يى * من در ميان جمع و دلم جاى ديگر است * * * گر بگويم كه مرا با تو سروكارى نيست * در و ديوار گواهى بدهد كارى هست در نيمهء دوم قرن دهم اكثر شاعران به سبك وقوع شعر مىگفتند و از نامبرداران اين مكتب مىتوان از شرف جهان ، عليقلى ميلى هروى ، ضميرى اصفهانى ، وحشى بافقى ، قيدى شيرازى ، علينقى كمره‌يى ، ولى دشت بياضى و وقوعى تبريزى نام برد . در تذكره خلاصة الاشعار بسيارى از شاعران به طرز وقوع شعر گفته و درّ معنى سفته‌اند كه براى نمونه از قسمت مربوط به شعراى كاشان ابياتى نقل مىكنيم : گفته‌يى حالا ز من راضىترى يا پيش ازين * پيش ازين راضى نبودم ، اين زمان هم نيستم شجاع در خيالم كه به پهلوى كسى بنشينم * كه خيالش ننشسته‌ست به پهلوى كسى بيت بالا درحالىكه به سبك وقوع سروده شده است ، از صنعت بديعى كه انتقال واژه‌ها از مصرع اول به مصرع دوم است نيز برخوردار مىباشد . با غير خواريهاى او امشب شجاع از بيم توست * ورنه براى مصلحت يك لحظه تن در خواب ده * * * كمند مِهر چنان پاره كن كه گر روزى * شوى ز كرده پشيمان به هم توانى بست شجاع * * *