مير تقي الدين كاشاني
242
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
گل داغ از فلك به سينهء من * گلستان گلستان فرود آيد گر به كشتى مكان كنم به تنم * تير از بادبان فرود آيد ور به صحرا گذر كنم به سرم * خانهء آسمان فرود آيد اشك پروردهء سفينهء ماست * داغ دل خانهزاد سينهء ماست ما كه بُندار بندر جگريم * كيسهپرداز معدن نظريم نبود در وجود ما نفعى * بحر بىدرّ و ابر بىمطريم نبود در نمود ما اثرى * گريهء شام و نالهء سحريم گرچه بر روى ما درى نگشود * شرمسار از دعاى بىاثريم ورچه از سينه زنگ غم نزدود * خجل از گريههاى چشم تريم هر كجا شمع عارضى افروخت * ما چو پروانه خصم بالوپريم هر كجا آتشىست ما خاريم * هر كجا شعلهاىست ما شرريم هدف تير عالم دو نيم * آلت امتحان گردونيم تا در اين شهر بند امكانيم * يوسف تنگناى زندانيم عكس مهريم و فرش رهگذريم * نور چشميم و خاك ميدانيم تيرهبختيم و شمع خورشيديم * تيرهروزيم و آب حيوانيم هركجا دست غصّه ، دامانيم * هر كجا چنگ غم ، گريبانيم هركجا داغ ، سينهء پهنيم * هر كجا اشك ، چشم گريانيم اشك در خاك و خون كشد ما را * شاخ ببريدهء گلستانيم ناله از ضعف تن برد ما را * خار بركندهء بيابانيم تيرگى از چراغ ما نرود * تيرهرويى ز داغ ما نرود بر سر كوى غم زمينگيرم * وز شب هجر پاى در قيرم