مير تقي الدين كاشاني

222

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

جهان فضل و شرف ، عالم حيا و وفا * سپهر مجد و علا ، آفتاب عزّ و جلال مجملا ثمرهء شجرهء فضل و نيكو محضرى است ، و بغايت متّقى وضع و نفس الامرى است در زمرهء فضلا و اهل علم ، به وفور كاردانى و كفايت ، گوى مسابقت از همگنان مىربايد و روزگار فرخنده آثار را بر اقتناى محامد و مآثر ، مقصور و محصور مىگرداند و در زمرهء خوش‌طبعان و شاعران نيز به شعرشناسى مسلّم جمهور است و در مجلس مهرورزى و مودّت‌اندوزى مقدّم و دستور ، در اوايل جوانى و ايّام شباب به آشنايى عالى حضرت سيادت و فضيلت‌پناه ، حقايق و معارف آگاه ، علّامة العلما المحقّقين و برهان الحكماء المدقّقين ، ثالث المعلمين ، سلطان اساطين الفضلاء الخافقين ، مبدع الحقايق فى اصول الدين ، فيّاض نعم الحكم على المستفيدين ، حاميا للفضلاء و المتكلّمين ، معينا للاسلام و المسلمين ، اعظم اعاظم النجباء فى الاقاليم ، اعنى ظهر الملّة و عون الحكمه ميرزا ابراهيم « 1 » - لا زال ظلال افادته و حقايقه و معارفه و افاضته على مفارق الطالبين الى يوم الدين - به دار الاسلام همدان رفت و در مصاحبت و مجالست آن خلاصهء ذرّيهء خير البرايا در آن آب و هوا نشو و نما نموده به حسن مصاحبت وى به اعلى مراتب فضايل و كمالات ترقّى فرمود و در زمان وزارت اعتماد الدوله ميرزا سلمان جابرى « 2 » به اردوى معلّى رفته سيورغال كرامند در حوالى نهاوند جهت خود ساخت ، و الحال زياده از بيست سال است به همان سيورغال يا بعضى از آن ، در آنجا اوقات به بهترين وجهى مىگذراند ، و همواره معتقد فيه سلاطين و حكام باتمكين بوده ، مالكان ازمّهء حكم دار الملك همدان و قايدان اعنّهء آن ولايت سعادت‌نشان ، زواهر جواهر نصايح و خيرخواهى او را در حين مستى سلطنت و عين غفلت حكومت زيور سوار معصم شوكت و

--> ( 1 ) . « سيد ميرزا ابراهيم ظهير الدين ، از سادات طباطباى همدان بود . پدرش در همدان منصب قضا را داشت . مدّتى در نزد بزرگانى چون ميرزا مخدوم اصفهانى و مير فخر الدين سماكى تلّمذ كرده و از او اجازه گرفت . پس از درگذشت شاه طهماسب به همدان رفته و به تدريس پرداخت و هرچند امر قضا بوى محوّل شده بود ، لكن بيشتر نايبانش به قطع و فصل مرافعات مىپرداختند . او با دربار شاه عباس ارتباط داشت و طرف توجّه وى بود . مصنّفاتى دارد از آن جمله : حاشيه بر كشاف ، حاشيه بر اشارات الانموذج الابراهيميه و . . . در سال 1026 هجرى فوت شد . تاريخ تشيع ، ج 1 ، ص 288 . ( 2 ) . شرح احوال وى در فصل شعراى قزوين مضبوط است .