مير تقي الدين كاشاني
202
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
به مقتداى چنين ، اى نيازمند به ناز « 1 » * كه انبيا همه را سوى اوست روى نياز كسى كه روى نيازش بر آستانهء اوست * به سوى روضهء رضوان كند نگاه « 2 » از ناز به سقف روضهء او طاير نظر نرسد * اگر به شهپر روح الامين كند پرواز به گنبدش چو فتد ناگهان نظر از دور * به سوى ديده نيايد نگاه ديگر باز صبا غبار در صبحخيز او ، هر شام * برد به رسم تبرّك به دار ملك حجاز طفيل تشنهلبان است خضر بر در او * كه رشك « 3 » [ آب ] « 4 » حيات است ، خاك درگه او دلم سرشتهء آب و گل محبّت اوست * خميرمايهء مهرم ز خاك تربت اوست به سينه مهر وى ، از صد جهان گناه مترس * كه رستگارى كونين ، در محبّت اوست به لطف او نه همين اوليا طلبكارند * كه انبيا همه را چشم بر شفاعت اوست طواف مرقدش اى كعبهرو ، مقدّم دار * كه كعبه نيز اميدش به طوف حضرت اوست كند به عالميان فخر كمترين خدمش * كه آفرينش عالم ، طفيل خدمت اوست شود چو روز جزا شافع تبهكاران * برند بىگنهان رشك بر گنهكاران ز پا به طوف حريم درش دگر نروم * ميسّر است چو از سر ، چرا به سر نروم چو هست قبلهء حاجت روا حريم درش * ز درگهش پى حاجت به هيچ در نروم رهش به سر روم و از قدم كشم منّت * به طوف او چو ملايك به بال و پر نروم خليده خار ره معصيت چو در پايم * چرا به طوف حريم درش به سر نروم چو سرفرازى كونينم آرزوست چرا * به خاكروبى سلطان ابو البشر نرم كه آنچه روز قيامت به او اميد من است * طواف مرقد سلطان دين ابو الحسن است غريب خاك خراسان ، شفيع روز جزا * امام ثامن ضامن ، على بن موسى
--> ( 1 ) . اصل : نياز . ( 2 ) . اصل : گناه . تصحيح قياسى . ( 3 ) . اصل : رشك حيات . ( 4 ) . كلمه از متن افتاده بود كه افزوده شد .