مير تقي الدين كاشاني
201
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
شيعهاى گفت از پى تاريخ او ، * « حشر وى با چارده معصوم باد » « 1 » * * * سزد ز رفعت اگر طعنه بر سپهر زنم * كه خاك درگه سلطان دين ابو الحسنم على موسى جعفر امام جنّ و بشر * كه هست خاك در او عبير پيرهنم چو ميم مدحت او بر زبان كنم جارى * هزار بوسه زند روزگار بر دهنم ز مهر او دل بىكينهام قوى است ، چه شد ؟ * گر آفريد ضعيف آفريدگار تنم ز عقد مدحت او نرخ كيميا دارد * به نزد جوهرى عقل گوهر سخنم سزد كه بوى مسيح از تكلّمم شنوند * كه شير خوردهء عيسى است ، روح در بدنم چنان فراقْ نصيبم كه جاى پا به رهش * نهادهام سر و ، باور نمىكنم كه منم اگرچه كعبه روان سوى كعبه رو آرند * ولى به حكم خدا رو به سوى او دارند حريم كعبهء ما آستان شاه رضاست * كه طوف كعبه به حُكم است و طوف او به رضاست به قبلهاى « 2 » همه كس رو كنند و ، اهل نياز * كنند رو به حريمش كه قبلهگاه دعاست چو لطف اوست خطاپوش معصيتكاران * گناهكار نرفتن به حشر ، محض خطاست صبا به مشكفروشى نشسته بر در او * كه خاك درگه او ، آبروى چين و خطاست ز خاكبوس درش مهر يافت اين رفعت * كه آستانهء او آسمان عزّ و علاست مدام در حرمش كعبه در مناجات است * كه آستانهء او قبلهگاه حاجات است
--> ( 1 ) . به سال 993 ه . ق اشاره دارد . ( 2 ) . اصل : به قبله .