مير تقي الدين كاشاني

107

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

كسى كه سوى تو اى تندخو نظر دارد * هزار رخنه از آن غمزه در جگر دارد دلا ز هجر ضرورى كه دست داد تو را * مشو غمين كه محبّت بسى اثر دارد پراضطراب دلم باز مىتپد امشب * مگر ز دورى آرام جان خبر دارد مفيد نيست دواى وصال هركس را * كه در طبيعت آزادگان ضرر دارد و له فى الرباعيّات ترسا پسرى بادهء گلرنگ آورد * از ميكده با دف و نى و چنگ آورد از بهر شكست شيشهء ايمانم * عالم عالم ، جهان جهان ، سنگ آورد * * * دارم ز غم هجر ، دل پرخون من * در كنج فراق ، روز و شب محزون من القصّه ز هجر روى خورشيدوَشى * ماتم‌زده من ، سوخته من ، مجنون من * * * صد داغ به دل ز هجر جانان دارم * چون بلبل دلسوخته افغان دارم وصل ابدى علاج دردى نكند * كز آتش سوزنده هجران دارم * * * سرگشتهء وادى محبّت ماييم * مست ابد از شراب وحدت ماييم از طاعت و معصيت نه امّيد و نه بيم * آسوده دل از دوزخ و جنّت ماييم [ 8 . ] مولانا ركن الدين مسعود طيّب اللّه بركات انفاسه ولد خلف و درّ صدف عالى حضرت حكمت‌پناه افادت و افاضت دستگاه ، جامع علم الاديان و الابدان ، نظام الدّين على ، حكيمى است كه در ميان حكما و اطبّا ، چون مشترى است در ميان ساير ستارگان ؛ و الحقّ مردى كامل ذات و ستودهء صفات ، زاهد طبع ، عابد نفس ، آهسته‌نهاد ، شريف شخص ، رزين راى متين رويّت است كه به جواهر علمى و عملى و زواهر حلمى و تمكين جبلّى متحلّى گشته ، چنانچه در زىّ اين خصايل به شرف قدمت خاندان نيز مشرّف است و به عزّ اصالت دودمان مزيّن ، و ايضا آبا و اجداد آن حضرت به سبب