مير تقي الدين كاشاني
108
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
اتّصاف به اين صفات كمال و نعوت جمال به عزّ مفاخرت مكرّم بودهاند و در عتبهء سلاطين زمان و اماثل اكابر دوران ، مبجّل و معظّم روزگار گذرانيده ، و در قرون ماضيه و ازمنهء گذشته متكفّل منصب جليل القدر طبابت سلاطين روزگار بوده و مباشرت حراست ابدان پادشاهان و تحفّظ طبايع و مزاج ايشان ، به نيكوترين وجهى نموده و بر ساير حكما و فضلاى زمان رتبهء تقدّم و درجهء تفوّق يافته . امّا حضرت مشار اليه در ابتداى سن جوانى بنابر ميلان خاطر به سلوك زهد و عبادت على الدوام ، بعد از فراغ از معالجهء عليلان و ديدن رنجوران ، اوقات فايض البركات به مطالعهء فقهيّات و احاديث مىگذرانيد و به ميامن عبادات در غايت فراغت و رفاهيت ، روز را به شب و شب را به روز مىرسانيد تا آنكه پس از انتقال سلطان الحكماء مولانا نور الدين محمّد - روّح اللّه روحه - از جهان گذران به فضاى جنان ، خاقان جمجاه ابو المظفر شاه طهماسب اين حكيم صافى ضمير را با حضرت غوث الحكماء و برهان العلماء مولانا غياث الدين على به اردوى همايون طلبيده و به واسطهء آنكه آباء و اجداد كرام آن مهبط انوار حكمت ، پيوسته در سلك مقرّبان اين پادشاه با دين و داد انتظام داشتهاند لاجرم على القاعدة المستمرّة ، ايشان را مستجلس بساط خاص گردانيد و چون مشار اليهما به شرف مجالست سامى و مكالمت نامى سرافراز گشتند ، منصب طبابت حرم بر راى حضرت افلاطون الزمان مولانا غياث الدين على مفوّض گشت ، و طبابت ديوان به حضرت لقمان سمات ، مسيح صفات مولانا نظام الدين على مرجوع شد . امّا آن حضرت به واسطهء توجّه خاطر به سلوك طريق خمول و گوشهگيرى ، هرچند از ارتكاب آن منصب بيشتر استعفا نمود ، نزديكان و مقرّبان آن پادشاه سكندرنشان در توقيف و نگاهداشت وى بيشتر افزودند و بالاخره اين قطب سپهر حكمت برطبق كريمهء أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ « 1 » عمل نموده قريب به سه سال بر مسند طبابت اردوى همايون قدم افشرده داشت و سقيمان و عليلان دار السلطنهء قزوين را به اشربهء نافعه و مسهلات دافعه شفاى عاجل بخشيد و جراحات مجروحان معسكر اين پادشاه ايران و توران را به مراهم شافيهء وافيه مندمل گردانيد : شعر عقلى كه ز داروت مدد يافت به تحقيق * در تختهء تحقيق نخواند همه اسرار
--> ( 1 ) . نساء / 59 .