مير تقي الدين كاشاني

99

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

ثقات گفت وقتى آن قدوهء كرام ، ارادهء طواف بيت اللّه الحرام و انديشهء زيارت روضهء خير الانام در خاطر گرفت ، در عرض يك ماه چند نوبت اين اراده را به موقف عرض رسانيده ، از حضرت اعلى رخصت نيافت و بالاخره هم در آن سال شاهزادهء عالميان ، شاهزاده سلطانم « 1 » را واسطهء آن استجازت ساخته در آن باب مبالغه از حدّ درگذرانيد و به هرنوع توانست رخصت حاصل نموده به جانب مكه شتافت و از غايت انبساط و سرور ، زبان حال را به مضمون اين مقال گويا ساخت . شعر شكر خدا كه هرچه طلب كردم از خدا * بر منتهاى همّت خود كامران شدم در ضمن اين صورت ، اين معنى در كمال ظهور است كه خاطر اشرف همايون بسيار به ملاقات آن جناب مايل بوده و به واسطهء شدّت مفارقت وى رخصت آن سفر ضرورى را در حيّز تأخير مىانداخته ، گويند در آن سال اكثر مهمّات فرق انام از خواصّ و عوام به اختلال انجاميد و سررشتهء مآرب و مقاصد ارباب حوايج به عقدهء تعطيل و گره تعويق كشيد . لعبد الواسع جبلى « 2 » .

--> ( 1 ) . شاهزاده سلطانم : كوچكترين فرزند شاه اسماعيل صفوى و خواهر اعيانى شاه طهماسب بود . نام اصلى وى مهين بانوست . وى در عين توجّه به طاعات و عبادات ، زنى خردمند ، مدير و در كارها طرف مشورت برادرش طهماسب بود . تاريخ تولّد وى 925 هجرى و مدّت عمرش 40 سال بوده . شاه طهماسب به گفتار و ديدار وى دلبسته بود و براى جلوگيرى از ازدواج او و دور شدنش از بارگاه خود ، اين زن را وقف امام زمان نموده بود . نعش وى بدوا در حرم حضرت معصومه دفن و پس از 23 سال به كربلاى معلّى نقل شد . شاعرى تاريخ فوت وى را چنين يافته : زد پير فلك جامهء اطلس در نيل * بارى است عزا ، كه تاب آن نارد پيل تقدير نگر كه گشت سلطانم را * تاريخ وفات : « بنت شاه اسماعيل » 970 ه . ق . « برگرفته از تكملة الاخبار ، ص 119 و 126 » ( 2 ) . عبد الواسع جبلى : نام اصلى وى بديع الزّمان عبد الواسع بن عبد الجامع بن عمران بن ربيع است . در شهر غرجستان ، شمال غزنه متولّد و در سال 575 يا 555 ، فوت شد . در مدح بهرام شاه غزنوى و سلطان سنجر سلجوقى اشعارى دارد . به زبان عربى و فارسى قصايدى سروده و ديوان فارسى وى در 7500 بيت ذيل شمارهء 3 / 349 در كتابخانهء مجلس شورا موجود است . اشعار عربى وى از بين رفته است . « برگرفته از الذريعة ، ج 9 ، ص 702 » .