مير تقي الدين كاشاني
100
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
شعر مقدار آفتاب ندانند مردمان * تا نور او نگردد از آسمان جدا آنگاه قدر او بشناسند بر زمين * كآيد شب و پديد شود بر فلك سُها امّا آن جناب بعد از گزاردن حجّ اسلام و شرف زيارت سيّد الانام باز به اردوى خاقان عالى مقام خراميد و به عزّ بساطبوسى پادشاه عالى منزلت فايز گرديد و بىشائبهء تكلّف آن پادشاه دوستنواز به واسطهء دريافت ملاقات حكمتپناه ، آن مقدار از بهجت و مسرّت اظهار نمود كه اگر شرح داده شود شايد كه اهل حجّت بر كذب و خوشآمد محمول نمايند . القصّه ، چون آن حضرت در اردوى همايون توقّف نمود در آن ايّام جمعى از سادات كاشان به سبب رفع تمغاى عمل شعربافى آنجا به اردوى معلّى رفتند و اين معنى را به آن زبدهء ارباب دين و دولت عرض نمودند ، لاجرم چون پرتو شعور آن جناب بر اين حالت افتاد ، بر حال سادات شيعيان دار المؤمنين كاشان ترحّم نموده در محلّ قابل به موقف عرض رسانيد كه چون حضرت اعلى كلّ تمغاوات ممالك محروسه تصدّق فرمودهاند و جماعت شعرباف كاشان تمغاى على حده به سركار تيولدار خود مىدهند ، التماس دارند كه آن مبلغ را به طريق ساير تمغاوات ، نوّاب همايون تصدّق فرق مبارك فرمايند . خاقان دريانوال سخنان او را به سمع رضا اصغا فرمودند و هم در آن دو سه روز فرمان لازم الاذعان شرف نفاذ يافت كه مستوفيان عظام مبلغ دويست و پنجاه تومان از بابت تمغاى شعربافيهء دار المؤمنين كاشان ، كه به تيول تيولدار آنجا مقرّر بود باطل نموده ، عوض از محلّ ديگر رسانند و به علّت دوشلك ، يك دينار طمع ننمايند . بيت به سعى لطف تو بتوان به آتش آب آميخت * به عون جاه تو بر چرخ بر توان آمد غرض از ايراد اين سخنان ، آن است كه قريب به بيست سال در ملازمت سدّهء سنّيهء سلطنت ، اوقات به بهترين وجهى گذرانيد ، چنانچه بعضى اوقات به درس و افاده قيام و اقدام مىنمود و در بعضى محل ، در مجلس اعلى به سرانجام و تنسيق مهمّات فرق انام اشتغال مىفرمود . شعر حمايت تو شب تيره را اگر خواهد * ز زخم خنجر خورشيد زينهار دهد