مير تقي الدين كاشاني

98

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

بيچاره ضيا بسى به هر سوى دويد * در راه طلب محنت بسيار كشيد چون پى به طريق مقصد خويش نبرد * هرچند كه گرديد به جايى نرسيد * * * از گريهء من هيچ نخنديد امشب * مرغ سحر از جاى نجنبيد امشب دود دل من روشنى از روز ببرد * يا از غم من چرخ نگرديد امشب * * * زاهد به خرابات بياراست ، مترس * ترسى كه درين راه خطرهاست مترس آن كس كه ز ترس او نيايى بر ما * پنهان ز تو در خرابهء ماست مترس * * * اى پير خرد عاشق پيشينهء تو * بودِ همه از هستى ديرينهء تو بىصورت تو نقش نبست آيينه * اى صورت كاينات آيينهء تو [ 7 . ] ميرزا جلال حكيم مدّ اللّه تعالى ظلال اجلاله خلف ارجمند و فرزند سعادتمند عالى حضرت حكمت‌پناه افاضت و هدايت دستگاه ، سلطان الحكما و برهان العلما ، نور اللّه الملة و الدين محمد حكيم است كه از غايت تبحّر در علوم منقول و معقول و از كمال مهارت در مباحث فروع و اصول ، بر جميع فضلاى عرصهء عالم و تمامى علماى قلمرو بنى آدم فايق بود ، و در تبيان مشكلات مسائل و انحلال معضلات رسائل و توضيح خفيّات متقدّمين و تلويح خبيّات متأخرين ، قصب السّبق از دانشمندان زمان مىربود و علوّ شأن و سموّ مكانش در ميان علما و فضلاى زمان خاقان جنّت مكان به مرتبه‌اى بود كه زبان بيان توضيح آن را كما ينبغى از جمله مشكلات مىشمارد و اعتقادى كه خاقان مغفور به آن جناب داشت به درجه‌اى رسيده بود كه قلم دو زبان از تبيين شرح آن به عجز و قصور اعتراف دارد ، چنانچه اكثر اوقات مهمّات جزوى و كلّى علما و امرا و سلاطين و اركان دولت به رأى صائبش به حسن اسعاف و انجاج مقرون آمدى ، و از غايت لطف و احسان كه آن خسرو گيتىپناه را به وى بود ، مدّعيات و ملتمساتش را به عزّ قبول تلقى فرمودى . يكى از