مير تقي الدين كاشاني

77

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

به وصل تكيه مكن ايمن از فراق مباش * كه در جهان پى هر راحتى ، عذابى هست برو امين كه فريبت نمىخورم ديگر * تو را هنوز ازو اندك اضطرابى هست و له فى الرباعيّه گر چرخ نسازد ز گلم پيمانه * مهلت دهدم اجل در اين ويرانه زين پس ننهم قدم دگر در مسجد * مِن بعد برون نيايم از ميخانه [ 5 . ] ميرزا حسابى « 1 » برادرزادهء خواجه قاسم مستوفى است كه سالهاى دراز استيفاى ممالك محروسهء حضرت خاقان جنّت مكان ابو المظفر شاه طهماسب - روّح اللّه روحه - ، به وى تعلّق داشت . مرد خيّر و كريم الذّات بوده ، رباط و بقاع خير بر سر راهها ساخته و در عملدارى اثر خير از او بسيار به ظهور رسيده ، امّا ميرزاى مشار اليه اگرچه اصل وى از قصبهء نطنز است امّا در كاشان نشو و نما يافته ، جوانى است خوش مشرب و نيكو خلق و به انواع فضايل و اصناف خصايل آراسته و به مكارم اخلاق و محاس اعراق پيراسته و به لطافت طبع و نظافت ذهن از ساير اهل زمان ممتاز و مستثنى گشته ، ذات ارجمندش باغ جوانمرى را نهال برومندست و نهال قامت با استقامتش كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ « 2 » أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ « 3 » با سدره و طوبى هم‌پيوند . از اوايل سنّ صبى تا حال به تحصيل علوم و تكميل فضايل به جدّ تمام و جهد ما لا كلام مشغولى نمود تا آنكه از اكثر علوم بهره‌مند گرديد و الحق در اكثر فنون بىمثل و بىهمتاست و از اقران و اكفاء ممتاز و مستثنى ، و بىتكلّف و مبالغه ، جامعيّتى كه مشار اليه را حاصل است در مجموع بسيط زمين ، مثل وى كسى نيست بلكه نزديك به وى نيز متصوّر نه ، و فضلاى دوران

--> ( 1 ) . مولف عرفات ، در ترجمه شاعر چنين گويد : « ميرزا حسابى . مولد و مضجع وى نطنز است و قابل اين مقال در اوايل حال ، مكرّر در صفاهان صحبت او را دريافته‌ام . بسيار نازك طبيعت ، عالى فطرت ، بزرگ همت نيكو صحبت ، جامع كامل فاضل بوده از تتبّعات و شعر و موسيقى بىمثل بود . در تصانيف مشكله ، روش اختلاط و طرز محاوره به خوبى او كم به نظر رسيده . . . شرح كمال او از بيان مستغنى و بيان احوال او از شرح بالاترست . از همهء علوم و جميع مراتب هنرمندى بهره و نصيبى داشت ، لهذا ظرفا « دكان پس كوچه‌اش » نام كرده بودند » . ( 2 ) . اصل : - طيبة . ( 3 ) . ابراهيم / 24 .