مير تقي الدين كاشاني

78

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

مشار اليه را در آن فنون مسلّم مىدارند ، خصوصا در علم طبّ و رسوم تصوّف و شيوهء موسيقى . حاصل كه فضايل بسيار كسب كرده و در علم ادوار موسيقى كارهاى نيك و عمل‌هاى خوب ساخته و پرداخته چنانچه در آفاق شهرت تمام گرفته و در علم انشاء مهارتى بيش از وصف دارد و مدّتهاست كه به قلم گوهر نگار رقم تأليف و تصنيف بر لوح بيان مىنگارد و از جمله مصنّفات اين ميرزاى فرخنده صفات ، شرح ديباچهء كتاب گلستان است كه قريب به سه هزار بيت خواهد بود و فى الواقع قدرت طبيعت و قوّت تنطّق آن جناب در دقايق كلام و حقايق توحيد از آن رساله نيك معلوم مىشود ، و از بعضى ثقات چنين استماع افتاد كه بر رسالهء هيئت مولانا على قوشچى « 1 » شرحى عربى نيز نوشته‌اند و گويا قبل از وى كسى شرح عربى بر كتاب فارسى ننوشته ، و ديگر از جملهء مصنّفات اين قدوهء بلغا ، كتاب اوصاف البلاد است كه مدّتهاست به تبليغ علم تاريخ و اخبار ديار اشتغال دارد ، چه موضوع اين كتاب سحرآيين ، توصيف بلاد و عجايب و غرايب بلدان است و از هرنوع سخنان ، از ذكر شعرا و توصيف علما و فضلاى زمان ، مندرج در تحت آن . و الحق در وضع و ترتيب آن كتاب گرامى اختراعى تازه و غريب تتبّعى بىاندازه كار فرموده‌اند ، و طريق تصنيفش نزد فضلا و ظرفا مستعدانه است و خالى از اشكالى نيست ليكن تا غايت هيچ از آن نسخه بر منصّهء ظهور جلوه‌گر نشد ، اميد كه به اتمام آن كتاب يا بعضى از آن موفق گردد . امّا طبعش در شاعرى شكفته است و به شعر عاشقانه و سخنان عارفانه نيكو مىرسد و

--> ( 1 ) . مولانا على قوشچى : علا الدين على بن محمد ، از جمله مشاهير دانشمندان قرن نهم هجرى است . علّت اشتهار وى به قوشچى ، آنست كه وى در بدايت حال بازدار الغ بيگ و موظّف به حفظ مرغان شكارى وى بوده است . او به همراه دانشمندانى همچون صلاح الدين موسى معروف به قاضىزادهء رومى ، غياث الدين جمشيد بن محمود كاشى و جلال الدين اسطرلابى ، جهت ايجاد رصدخانهء مراغه و تأليف زيج ، اقدام و از سوى الغ بيگ مأمور اتمام كار رصد خانه و زيج شد . و تا انجام ، آن را به نيكى به نهايت رسانيد . بعد از قتل شاهزادهء مذكور در سال 853 ، قوشچى به ديار سلاطين آق قويونلو رفته و در تبريز متوطّن شد . پس از آن اوزون حسن وى را براى عقد مصالحه به استانبول فرستاد و به خواهش سلطان محمد ثانى ، سلطان عثمانى ، تا آخر عمر در مسجد اياصوفيه به تدريس اشتغال يافت و در سال 879 درگذشت . رسالات هيئت ، در علم حساب ، شرح زيج الغ بيگ بنام سلّم السماء و الرسالة الفتحية از اوست . از اين شرح يك نسخه در كتابخانهء مجلس شورا موجود است . « برگرفته از تاريخ ادبيات در ايران ، ج 4 ، ص 105 ؛ و تاريخ علوم و فلسفهء ايرانى ، ص 708 » .