مير تقي الدين كاشاني
60
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
باللّه از خواب چشم نگشايد * گر دمد نفخ ، صور اسرافيل بس كه طاقست در رذالت و بُخل * بس كه گرديده است رذل و بخيل مىشود چرخ شاهد كرمش * گر بود جبرئيل و ميكائيل قسمت نامه جهت برادر خود گفته : مال و منال حضرت بابا برادرا * يك نيمه از تو ، نيمهء ديگر از آن من من آن نيم كه گويم ازين جنسها كه هست * جنسى كه باشد از همه بهتر از آن من جان برادرى تو ز تو هرچه بهترست * بد ، هرچه هست جان برادر از آن من قرض پدر كه از همه بيش است از آن تو * وجهش كه هست از همه كمتر از آن من آن تاج سر كلان كه ز جد مانده ز آن تو * منديلهاى چركِن ، يكسر از آن من داهى كه داده شير به بابا از آن تو * داهى كه هست خوندل مادر از آن من آن خانقاه عالى آباد از آن تو * و آن كهنه خانههاى محقّر ، از آن من دوشابهاى غير مكرّر از آن تو * آن قندها كه گشته مكرّر از آن من آن يك دو باغ خرّم مرهون از آن تو * وين يك دو باغ كهنهء بىدر ، از آن من در گلشن آن نسيم ملايم از آن تو * گلزار و خارهاى چو نشتر از آن من