مير تقي الدين كاشاني

55

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

هست در آن تيغ حيات ظفر * هست درين دست وجود كرم دور بود از اثر لطف او * رنگ زرير ار نشود چون بَقَم هست هوادار دليران و ليك * بس كه كند منع ستم دم‌به‌دم كس نكند بحث ز رستم دلير * ز آنكه درو هست حروف ستم ! چرخ كه بسته كمر از كهكشان * پير غلامى بودش پشت خم قلعهء اميد كه در بسته بود * شكر كه ايّام گشادش ز هم گلشن آفاق كه مىبود خشك * شكر كه شد غيرت باغ ارم گرچه نگنجيد درين بحر تنگ * نام شهنشاه چو در چشمه يم مىدهمش گاه به ايما ، نشان * مىكنمش گه به معمّا ، رقم هم سَمىِ اختر برج خليل « 1 » * هم دُر درج مه يثرب حرم نام سعادت اثر نامدار * مهر ازو مشترى و ماه هم بر ورق دهر دو تاريخ خواست * منشى دوران عطارد رقم اوّل از آن خسرو جنّت مقام * آخر ازين شاه مبارك قدم « مرگ خداوند جهان » گشت ثبت * « دور شهنشاه عجم » « 2 » شد رقم * * * شهنشاه جم‌جاه گيتىپناه * كه مىخورد گردون به ذاتش قسم جهاندار قهار گردون وقار * كه بودش لقب قهرمان عجم ازو زهر در كام ضحاك مار * ازو خاك بر فرق جمشيدِ جم نپرداخت چندان به كار جهان * شد از بيم او ليك رفع ستم نوازش نفرمود چندان به خلق * بسى داد ليكن نويد كرم سمىِّ گلِ بوستان خليل * كه شد گلخنش رشك باغ ارم پى تاجدارى روى زمين * برافراخت در دهر سالى علم پى پادشاهى زير زمين * به سال دگر در عدم زد قدم دو تاريخ زيبنده مىخواست فكر * كه بر لوح عالم نگارد قلم

--> ( 1 ) . منظور اسمعيل دوم است . ( 2 ) . عبارتهاى « مرگ خداوند جهان » و « دور شهنشاه عجم » به سال 984 ه . ق اشاره دارد .