مؤلف مجهول

64

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

اين بشنيد خوشحال شد . به فور « 1 » برخاست به شوق و به راه درآمد به ذوق و برسيد به مسجد عوق . و عوق از براى آن گويند كه هركه ترك علايق و عوايق كردى در آن مسجد حاضر شدى . درون رفت . زمانى نشسته بود سر تفكر به زانوى تدبر نهاده « 2 » كه « 3 » از جوانب و اطراف مردم يكان‌يكان درآمدند ، ديدند كه مرد سيه‌ريشى نشسته ، و سر تفكر به زانوى تدبر نهاده و از علايق دنيا ساده و نور ولايت از جبين مبارك او مىتابد ، و بوى رياضت از وجود شريف او مىوزد . همه گفتند : الحمد لله ! آنچه مدعاى مايان بود كه در رؤياى صالحه ديده بوديم ، در بيدارى « 4 » ميسر شد . سلامش كردند . بزرگوار جواب سلام گفت ، و از جاى خود برخاست ( و ) با همه اين جماعت مصافحه كرد ، و احوال يكديگران « 5 » پرسيدند . حضرت « 6 » بزرگوار از « 7 » احوال گذشته خود « 8 » به اين جماعت بيان كرد ، و اين جماعت همه بر پاى خاستند « 9 » و گفتند كه « 10 » : اى بزرگوار ! ما فقيرانيم كه افتاده‌ايم در ورطهء بلا و در گرداب مهلك دنيا ، كسى نيست درين ديار ما كه از احوال ما فقيران خبردار گردد ، و ازين ورطه بكشد ، و ازين گرداب بيرون آرد . الحمد لله ثم الحمد لله كه حق سبحانه و تعالى به عنايت بىعلت خود بر سر اين جماعت آرزومندان ترا « 11 » هديه فرستاده است ، چه باشد كه كمند ارادت به گردن اين « 12 » آرزومندان افكنى ، و كمر همت « 13 » انابت بر ميان اين‌ها بربندى ، باشد كه به دولت ابدى و سعادت سرمدى مشرف شوند ، ازين ممر عند الله مأجور و عند الناس مشكور گردى . حضرت شيخ قدس الله تعالى روحه العزيز فرمود : اى ياران ! نيك مىفرماييد « 14 » ، اما در طريقهء ما آن نيست كه مريد گيريم ، و غير ازين هرچه « 15 » به خاطر ياران مىرسد در عالم درويشى آن كنيم « 16 » . گفتند : اى بزرگوار ! رأى ملازمانست . شيخ گفت : اگر براى فقير عمل كنيد كار اينست « 17 » كه به اتفاق يكديگران « 18 » به عبادت حق سبحانه و تعالى مشغول باشيم ، و معبدى بنا كنيم . اين « 19 » جماعت گفتند : آن كنيم كه بزرگوار فرمايند « 20 » . همان روز طرح معبد انداختند مشتمل بر چهل زاويه . در هريك از زوايا چهار تن عابد شدند . حضرت بزرگوار در آن حين چهل و يك‌ساله بود ، اما طاقت پيران صدساله داشت كه حق سبحانه و « 21 » تعالى به دو كرامت كرده بود در طاعت و عبادت و رياضت ، و در

--> ( 1 ) - ب ، ت : بالفور ( 2 ) - ب : + بود ( 3 ) - ب : - كه ( 4 ) - ب : - در بيدارى ( 5 ) - ب : يكديگر ( 6 ) - ب : - حضرت ( 7 ) - ب ، ت : - از ( 8 ) - ب ، ت : + را ( 9 ) - الف ، ب : خواستند ( 10 ) - ت : - كه ( 11 ) - ب : بىعلت خود حضرت شما را رسانيد اين جماعت آرزومندان را هديه ( 12 ) - ب : + جماعت ( 13 ) - ب : - همت ( 14 ) - ب : نيك مىگوئيد ( 15 ) - ت : + كه ( 16 ) - ب ، ت : آن كنم ( 17 ) - ب : آنست ( 18 ) - ب : يكديگر ( 19 ) - ب : آن ( 20 ) - ت : بزرگوار فرمايد ( 21 ) - ب : - سبحانه و