مؤلف مجهول

65

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

نشستن و خوردن و گرسنگى و تشنگى ، اما هميشه مىگفت : رأيت ربى به عين ربى 21 . اين سخن حضرت بزرگوار در ميان مردم منتشر شد . بعضى مردم از خواص در مقام سخن « 1 » شدند و تعرض كردند « 2 » كه اين كفر است . شيخ را تكفير كردند غايبانه ، و اتفاق كردند كه شيخ را به دارالقضاء برند . يكى ازين علما گفت : اى ياران ! بهتر آن مىنمايد كه شيخ را ملازمت بكنيم آنگاه تحقيق اين سخن بكنيم ، نيك نباشد كه بىتحقيق ايشان را به دارالقضاء ببريم زيراكه مرد عزيزى نشان مىدهند شايد كه به اين مرتبه رسيده باشند ، و يا آنكه سخن خود را تاويل كنند ، تا بىاندامى نشود و ازين سبب به بلايى گرفتار نشويم ، كه اولياء شمشير دورويه‌اند ، و نفس ايشان نار محرق است . « 3 » به ناگاه « 4 » درگيرد و همه يك‌بار بسوزيم . اين سخن معقول و مقبول طبع همه افتاد . مصلحت كردند كه فردا ملازمت كنيم ، و موقوف داشتند در آن روز يكى از درويشان زبان گستاخى دراز كرد و گفت كه « 5 » : اى بزرگوار ! درين سخن ملازمان درويشان فرومايه را در فهميدن « 6 » معنى « 7 » وى احتياج به سماعست « 8 » چه شود كه شرح اين سخن به سمع درويشان گذر كند . حضرت شيخ قدس الله سره العزيز فرمود : شنيدن كى بود مانند ديدن تا نبينى به گفتن كجا راست آيد « 9 » ؟ اگر خواهى توقف كن كه جواب يا بى . درويشى باز گستاخى كرد . شيخ گفت : تا فردا توقف كن . آن بود كه فردا روز اكابر شهر حاضر شدند . شيخ استقبال كرد هفت قدم ، و به خانقاه درآوردشان و در صدر مجلس بنشاند ، و خود در پهلوى در قاعد گشت « 10 » . به فور « 11 » ما حضر حاضر آوردند ، اتفاقا بغرا بود ، كه نخود بسيار داشت . شيخ رحمة الله عليه نظر ولايت در بغرا انداخت بغرا همه اشرفى در نظر اكابر نمودار شد ، و نخودها مرواريد در نظر اين جماعت « 12 » ظاهر گشت . حيران بماندند . با هم‌ديگر نظر كردند و گفتند : عجب حالى ! زمانى چون برين گذشت باز بغرا « 13 » به حال خود بازگشت . بعده در طرفة العين بغرا به صورت برگ درخت ظاهر شد ، و نخودها مثل ميوه نمودار گشت زمانى برين گذشت ، ديدند كه طبقها و كاسه‌ها چون حوضها ظاهر شدند « 14 » . و خودهاى ايشان يعنى اكابر در صورت « 15 » قازها « 16 » در روى آب گاهى غوطه مىخورند و سرمى برآرند . اين نوع امور متعجبه در يك مجلس حضرت بزرگوار در چشم اين جماعت ظاهر ساخت . با هم‌ديگر گفتند : اى ياران اين شخص ناكاويده نيست ،

--> ( 1 ) - ب : سجده ( 2 ) - ب : تعرض كرد ( 3 ) - ب ، ت : + مبادا كه ( 4 ) - ب : - به ناگاه ( 5 ) - ب : - كه ( 6 ) - ت : فهمندن ( 7 ) - ب : - معنى ( 8 ) - الف ، ب : به سماعت ( 9 ) - الف ، ب : تا ببينى به گفتن كى راست آيد ( 10 ) - ب : پهلوى در نشستند ( 11 ) - ب ، ت : بالفور ( 12 ) - ب : - در نظر اين جماعت ( 13 ) - ب : بغرا ( 14 ) - ب : ظاهر شد ( 15 ) - ب : - در صورت ( 16 ) - متن تق ، جميع نسخ : قاضها