مؤلف مجهول
54
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
پير نامند ، زيراكه معنى ارادت خواستن است ، و معنى مريد خواهنده و اين معنى هيچ موقوف بر آن نيست كه اهل ارادت پير ظاهرى بايد كه باشد ، اما صوفيه ازين معنى انتقال كردهاند به اين معنى مشهور كه در ميان مردم ظاهر و معروفست « 1 » . ظاهر چنانست كه اين قاعده را اخص تحت الاعم گويند ، ليكن مشايخ ما رحمهم الله تعالى بناى كار خود را بر اعم قاعده نهادهاند ، زيراكه حضرت خواجهء ما قدس الله تعالى « 2 » روحه كه « 3 » مرجع اليه اين جماعت است ظاهرا ارادت به هيچكس نداشته ، و تربيت از هيچ پير ظاهر كه چنگ ارادت به دامن او زده باشد نبرده « 4 » . « 5 » غرض بزرگوار ازين كلام آن بود كه رفع حجت « 6 » عدم قبول ارادت درويشان خود بكند . بعضى گويند كه غرض بزرگوار آن بود كه « 7 » در مرتبهء قطبيت رخصت ارشاد و بيعت كردن و مريد گرفتن به ايشان « 8 » مسلم شده بود ، اشارت كرد كه درويشان ارادت قبول كنند « 9 » اما قول اول « 10 » صحيح است . و ديگر معلوم باشد كه « 11 » بزرگوار چهار سال قطبيت خود را در همان موضع گذرانيد . روزى نشسته بود كه مشايخ ربع مسكون به جميع اقطاب به خلوت بزرگوار جمع آمدند « 12 » و گفتند : اى شيخ ! امروز در « 13 » همين ساعت در قسطنطنيه روم طفلى از كتم عدم به صحن « 14 » وجود افتاد كه وى از اولياى كبار خواهد شد و مايان مأموريم الآن به آنكه « 15 » يكبار نظر بر حال او اندازيم تا ولى مادرزاد باشد . ترا نيز موافقت بايد كرد ، زيراكه قطب عصر و زمان تويى . بزرگوار به مشايخ رحمهم الله تعالى و ارواحهم موافقت كرد و شيخ بر آن طفل « 16 » نظر كرد . در عالم معنى ديد كه « 17 » فى الواقع روح پاكيزه لطيفى « 18 » است ، كه اگر هزار ولى او را تربيت كند لايق و سزاوار است . مشايخ رضوان الله عليهم « 19 » همه گفتند كه « 20 » : قيام الدّين حسين نظر كند . و شيخ مىگويد كه : من ازين سخن مشايخ رضوان الله تعالى عليهم « 21 » خجل شدم . آخر زور آوردند ، لا بد نظر انداختم و ديگران فاتحه در حق او خواندند ، و وى ولى مادرزاد گشت . اين واقعه را بزرگوار به ياران خود حكايت كرد . شبى در خلوت خود نشسته بود كه آوازى به گوش بزرگوار آمد كه : اى قيام الدّين حسين ! هشت
--> ( 1 ) - ب ، ت : ظاهر معروف و مشهور است ( 2 ) - ب : - تعالى ( 3 ) - ب : - كه ( 4 ) - متن تق ، جميع نسخ : نبوده ( 5 ) - ب ، ت : + و الله اعلم ( 6 ) - الف ، ب : حجب ( 7 ) - ب : - كه ( 8 ) - ب : - به ايشان ( 9 ) - ب : قبول ارادت كنند ( 10 ) - ب : - اول ( 11 ) - ب ، ت : + حضرت ( 12 ) - ب ، ت : حاضر آمدند ( 13 ) - ب : - در ( 14 ) - ب : بصحراى ( 15 ) - ب : باينكه ( 16 ) - الف : - بر آن طفل ( 17 ) - ب : - كه ( 18 ) - ب : لطيف ( 19 ) - ب : + اجمعين ( 20 ) - ب : - كه ( 21 ) - ت : مشايخ رضى الله تعالى عنهم