مؤلف مجهول

46

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

[ باب سوم در ذكر احوال شيخ نظام الدّين به زودى قدس الله سره ] باب سوم در ذكر احوال يكى از « 1 » اكابر صحن چمن دنيوى ، و پادشاه ملك اخروى ، و مزين شرع نبوى « 2 » ، و حامى روندگان طريق مصطفوى ، و رواج‌دهنده اولاد علوى ، سلطان دنيا و آخرت « 3 » حضرت « 4 » شيخ نظام الدّين « 5 » به زودى قدس الله سره العزيز و رحمة الله تعالى و بركاته ، كه شيخى بود در كمال فضل و ادب . و در علم ظاهر و باطن « 6 » يگانهء عصر و زمان بود « 7 » و در جود و كرم عديم المثل ، و در نظم و ترتيب قانون شرع ، نادر « 8 » روزگار بود . و در تعمير مساجد و معابد و جسور « 9 » سعى بىحد و اهتمام بىعد « 10 » داشت . و قوت‌دهنده اسلام بود . اسم مبارك آن بزرگوار در اصل « 11 » قيام الدّين حسين بود . چون در نظم و ترتيب « 12 » اسلام و شرع و دين سعى و اهتمام بىنهايت از آن بزرگوار شد ، و قلعه دين نبوى از سبب اين بزرگوار مستحكم گشت ، و زينت اسلام ازين بزرگوار آشكار شد ، مردم انتقال كردند از قيام الدّين حسين و گفتند : نظام الدّين حسين « 13 » . اما معلوم باشد كه بزرگوار در اوايل « 14 » قاضى كل بود ، و حكم نافذ داشت و منصب قضا را بر نهجى ضبط كرده بود و قايم مىداشت كه مقدار سر مويى خطا راه نمىيافت . و در زمان قضا در پرده مىشد و قضا مىكرد . غرض آن بزرگوار اين بود كه « 15 » مبادا كه چشم به يكى ازين خصمين در رؤيت « 16 » سبقت كند و ازين ممر در ورطهء عقوبت افتد . و كافهء اسلام را چنان ضبط داشت كه در مملكت او يك كس از خرد « 17 » و بزرگ مستوره « 18 » و غير مستوره « 19 » بىنماز نبود . و اركان دولت و سلاطين و خواقين ملازمت آن بزرگوار را غنيمت مىداشتند ، و آن « 20 » بزرگوار از « 21 » آمد ( و ) شد اين جماعت گريزان بود . شبى از شبها در نيم‌شب برخاست و غسلى « 22 » به جاى آورد و دوگانه ادا نمود و سر به سجده برد و گفت : پاكا و پروردگارا ! به لطف عميم و كرم قديم خود اين بندهء عاصى و جافى ضعيف خود را به‌سوى خود راهى كرامت فرماى و به طرف خود جذب كن ، تا از ورطهء فسق و عصيان بيرون آيم ، و در بحر عميق لطف نامتناهى تو غرق شوم و نابود گردم . آن بود كه آوازى به گوش او آمد كه « 23 » اى قيام الدّين « 24 » قطع تعلقات توانى كرد ؟ گفت : كريما ! كرم تو عام است ، اگر قطره ( اى ) از باران رحمت عام تو به تمام

--> ( 1 ) - ب : - يكى از ( 2 ) - ب : - و پادشاه . . . نبوى ( 3 ) - ت : اخرى ( 4 ) - ب : - حضرت ( 5 ) - ب ، ت : + حسين ( 6 ) - ت : ظاهرى و باطنى ( 7 ) - ب ، ت : - بود ( 8 ) - ت : نادره ( 9 ) - ب : قصور ( 10 ) - ب ، ت : بىعدد ( 11 ) - ب : - در اصل ( 12 ) - ب : در تربيت نظم اسلام ( 13 ) - ب : مردم نظام الدّين حسين نام كردند ، ت : مردم بنابراين او را نظام الدّين حسين نام كردند ( 14 ) - ت : + حال ( 15 ) - ت : - كه ( 16 ) - ب : در پرده ( 17 ) - ت : خورد ( 18 ) - ب : مستور ( 19 ) - ت : - غير مستوره ( 20 ) - ب : اين ( 21 ) - ت : - از ( 22 ) - ب : غسل ( 23 ) - ب : - كه ( 24 ) - ب ، ت : + حسين