مؤلف مجهول
45
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
در « 1 » صومعه دفن كردن « 2 » . شب اول شيخ ابو يوسف در خواب ديد كه حضرت بزرگوار در تخت زرين نشسته جمعى را نصيحت مىداد . به مجردى كه شيخ ابو يوسف را ديد ، گفت : بيا اى ابو يوسف ، و ببين اين « 3 » حال را . گفت « 4 » : اى شيخ بزرگوار ! اين مرتبه از كدام عبادت مسلم شد ؟ شيخ گفت : اى ابو يوسف ! هيچ مىدانى كه درويش در دنيا به چه امر مشغول بود ؟ اين نتيجه همانست . تو نيز آن كن كه درويش به آن بود ، يعنى به دعوت كردن بندههاى خداى تعالى به راه او « 5 » كه هيچ طاعتى نزد حق سبحانه و تعالى بهتر از آن نيست كه « 6 » فاسقى « 7 » را از راه فسق بازدارى و يا كافرى « 8 » را به اسلام موصوف سازى . بعده باز پرسيد كه : اى داناى راه ! و اى مقبول درگاه ! خداى با تو چه كرد ؟ شيخ « 9 » گفت رحمة الله عليه : آن كرد كه « 10 » به حضرت خواجه « 11 » اويس قرنى كرد ، طيب الله مرقده . اى ابو يوسف ! نصيحت « 12 » درويش را به ياران برسان . آن كنند كه شيخ ايشان كرده بود « 13 » ، تا به اين دولت عظيم مشرف شوند . و الله اعلم بالصواب و الله المرجع و المآب « 14 » .
--> ( 1 ) - ت : دران ( 2 ) - ب ، ت : دفن كردند ( 3 ) - ب : - اين ( 4 ) - متن تق ، جميع نسخ : گفتم ( 5 ) - ب : رو ( 6 ) - ب : - كه ( 7 ) - ب : فاسق ( 8 ) - ب : كافر ( 9 ) - ب : - شيخ ( 10 ) - الف : - كه ( 11 ) - ب : - خواجه ( 12 ) - ب : + اين ( 13 ) - ب : - بود ( 14 ) - ت : - و اليه المرجع و المآب