مؤلف مجهول

39

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

كرد كه به نوعى كه مفسران روزگار در فهميدن آن « 1 » عاجز آمدند . اگرچه پيش ازين عارى از علم و خالى از جود « 2 » بود ، و به صفت جهل و رباخوارى و بخل متصف « 3 » بود . بعد از آنكه اين نوع حاتمى از آن بزرگوار در ميان مردم ظاهر شد ، آن‌گاه به صورت جود و كرم ياد كردند . اما معلوم باشد كه اول چيزى كه از مراتب اولياء الله بر آن بزرگوار حاصل شد درين مدت سى و شش سال كشف معانى بود كه « 4 » اعلىترين « 5 » مرتبهء اولياء الله است كه همه مسلم دارند ، زيراكه از هزار ، يكى را اين مرتبه ميسر گردد . و فيه ايضا نظر « 6 » . اما اقبال اين دولت ابدى و سعادت سرمدى به اين بزرگوار بنا بر آن بود كه حضرت شيخ قدس سره از « 7 » جهالت « 8 » خود بسى ترسان « 9 » و هراسان بود ، كه طاعت بىعلم و رفتن راه طريقت به جهالت چگونه بود ؟ و هميشه « 10 » مىطلبيد كه « 11 » : خداى ! تو عالمى و من جاهل ! ميان عالم و جاهل بعد و منافات . ترسم كه در پرستش خللى « 12 » ازين ممر پيدا شود و از گمراهان گردم ، به لطف عميم و كريم قديم خود از علم درى « 13 » بر من بگشاى ، تا بهره‌مند گردم « 14 » و پرستش بر وجه كمال بكنم . اين دعاى شيخ مستجاب گشت . آن بود كه حق سبحانه و تعالى در علم بر وى گشود ، تا معلوم او شود كه هرچه كرده است برحق بوده است . و ديگر كشف ملائكه به حصول پيوست و به ملائكه و اصل گشت و ديد كه آن كودكان برهنه كه در سر بازار از شر او گريخته بودند در ميان اين جماعت به همان « 15 » نوع كه « 16 » نمودار شده بودند ظاهر شدند . آن زمان شيخ را معلوم شد كه ملائكه بوده‌اند كه به اين صورت به شيخ ظاهر شده‌اند كه تنبيه كنند و شيخ متنبه شود و بازگردد ازين افعال ذميمه ، و توبه كند از كردار قبيحه « 17 » ، و قصد كند به مقصود اصلى كه اصل همه موجودات اوست . اما بعد ، معلوم باشد كه حضرت شيخ قدس الله سره العزيز از روح مقدس مطهر منور حضرت برگزيدهء نسل آدم حضرت موسى صلوات الله عليه و سلم تربيت يافته بود ، و بر ظهر يعقوب عليه السلام بود . اين نيز مرتبه اعلى است نزد اولياء الله كه فرد واحد از طرفين تربيت يابد ، و نسبت به جانبين داشته باشد . به تخصيص كه پيغمبران باشند ، كه هيچ‌يك از بزرگواران طبقه اويسيه را اين مرتبه حاصل نشده است الا نادرا ، از آن است كه « 18 » بزرگوار در علم ظاهر « 19 » و هم در علم باطن لا نظير جهان بوده است . بعد

--> ( 1 ) - ب : او ( 2 ) - ب : - از جود ( 3 ) - ت : منصف ( 4 ) - ب : - كه ( 5 ) - ب : + همه ( 6 ) - ب ، ت : - و فيه ايضا نظر ( 7 ) - ب ، ت : + جهت ( 8 ) - ت : - جهالت ( 9 ) - ب : پريشان ( 10 ) - ب : - و هميشه ( 11 ) - ب : - كه ( 12 ) - ب : در پيش خليل ( 13 ) - ب : به لطف قديم و كرم عميم خود درى از علم بر من ( 14 ) - ب ، ت : بهرمند ( 15 ) - ب : پنهان ( 16 ) - ب : - كه ( 17 ) - ب : + بازايستد ( 18 ) - ب : - بزرگواران طبقه . . . . كه ( 19 ) - ت : ظاهرى