مؤلف مجهول
501
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
خاتمه الحمد لله و المنة له كه به عنايت بىعلت ، تيغ جوهر نفس ناطقه را در ذات بنىآدم مدرك درر و لآلى معارف و حقايق الهى ساخته ، و طوطى ناطقهء زبان را در شكرستان آينه و محامد خود شكرخاى گردانده ، از بهر آنكه به الفاظ و عبارات بيهوده و ما لا يعنى در حركت نيارى ، كه بيهودهگويى دل را بميراند و نفس را سستى به حصول آرد . و اين هر دو سبب بعد از مقصود است ظاهرا و باطنا . به اين نوع كه اگر شخصى را مقصود منزل و مكان معين است در عالم ظاهر ، اگر سستى در اعضاى جسمانى و نفسانى او پيدا شود و در رفتار او خللى و نقصانى ظاهر گردد ، سبب دير رسيدن به منزلى كه مقصود اوست بود . و اگر دل او بميرد در تصرفات ظاهرى عاجز شود . اين نيز سبب دورى از منزل است . به اين قياس است از راه باطن ، مثلا اگر شخصى طالب راه باطن است دل وى بميرد ، از تصرفات باطنى بازماند و به منزل نتواند رسيد . و اگر سستى اعضا او را حاصل شود ، غرق درياى نفس گردد و مبتلا شود و ره به جايى نتواند برد . پس درويش آن است كه از درياى نفس كه مهلكهء عظيم است بگذرد و بر ساحل مقصود برآيد . نصيب درويش آن است كه از گفتن بىمحل و ناموجه خود را و زبان خود را حفظ كند ، بلكه مادام كه ضرورت كلى نشود تكلم ذكر غير مقصود نكند ، نجات او درين است ، چنان كه فرمود : من صمت نجى . بدانكه اين صفت اولياء الله است كه بسياران به همين صفت به مقصود رسيدهاند . و بعضى ديگر گرسنگى اختيار كردهاند و به مقصود رسيدهاند . و بعضى ديگر بىخوابى شعار خود ساختهاند و به مدعاى خود پيوستهاند . و بعضى ديگر عزلت گرفتهاند و به مراد رسيدهاند . و بعضى ديگر به ذكر دايمى اشتغال نمودهاند و به منزل رسيدهاند . هرآن درويش كه جامع اين صفات حميده باشد به اقرب اوقات و اسرع ساعات به مقصود خود برسد . از آن جمله حضرت شيخ الشيوخ قطب زمان شيخ سيف الدّين يزدى است قدس الله سره العزيز كه آن بزرگوار به يك واسطه به شيخ روزگار و پير نامدار شيخ العالم شيخ سيف الدّين باخرزى 92 طيب الله مسكنه مىرسد ، كه آن قدس سره به اين صفات حميده متصف بوده است و خاتمهء كار سلوك ايشان ، به اين صفات بوده است . پوشيده نماند كه شيخ سيف الدّين يزدى قدس سره العزيز يككم صدسال عمر داشته و تمامى عمر خود را به اين صفات گذرانيده ، و در اواخر عمر خود بر وجه وصيت اين بيت را به منتسبان خود فرموده تا به اين صفات متصف باشند . و آن بيت اين است :