مؤلف مجهول

502

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكر به دوام * ناتمامان جهان را بكند كار تمام اگرچه بعضى مردم اين بيت را از شيخ كلان كه موافقت اسمى در ميان است مىدانند ، اما نه آن است كه گمان برده‌اند . پوشيده نماند چونكه خاتمت كار درويشى و سلوك اولياء الله به اين صفات بوده كه حضرت شيخ قدس سره نظم فرموده‌اند ، مشايخ ما رضوان الله عليهم اجمعين خواستند كه خاتمهء تذكرهء جديده كه مذكر حالات و متبين مقالات مشايخ اويسيه است كه مسمى به تذكرهء بغرا خان است به شرح همين بيت باشد ، تا مطالعه‌كنندگان را تأثرى در نفوس كند . شايد كه دولتمندى به سعادت ابدى مشرف شود و بالله التوفيق . اما بعد ، بدانكه صمت مصدر صمت است و معنى وى خاموش بودن است . معنى فاعل و معنى حاصل بالمصدرى نيز مرعيست . و معنى وى بر تقدير حاصل بالمصدر خاموشى است . و بر وجه ديگر خاموش شونده . و اين صفت صمت صفت عارفانست . و عارف كسى را گويند كه صفت شناسايى در وى باشد . و اين عرفان بر دو گونه است : عارف بالحقيقه و عارف بالمجاز . اما عارف بالحقيقه آن است كه حقيقت خود را بشناسد ، كه از چه مخلوق است و از براى چه مخلوقست ، و از كجا آمده است و به كجا خواهد رفت ؟ و چگونه آمده است و چگونه خواهد رفت ؟ اى عارف حق‌شناس ! نفس خود را بشناس كه حق سبحانه و تعالى ترا از عناصر اربع كه مخالف و ضد يكديگرند آفريده است كه آب ، آتش را بكشد ، و آتش آب را به جوش آرد ، و باد آتش را تيز سازد ، و اشياء را بسوزاند و خاك را بر هوا برد و سرگردان سازد . پس كمال قدرت درين چهار چيز مخالف مشاهده كن ، كه با وجود اين همه ضديت در شىء واحد مجتمع‌اند و هيچ نوع مخالف در ميان نيست . بعد از آنكه نفس خود را كه مايهء تركيب او ازين امور است شناختى ، از شناختن نفس خود كه مصنوعست و مخلوق استدلال كن و پى بر سوى پروردگار خود كه صانع اين مصنوعست و خالق اين مخلوق ، و شناس او را كه پروردگار تست ، به مضمون : من عرف نفسه فقد عرف ربه . پس حكمت در آفريدن تو شناختن پروردگار تست . و عارف بالمجاز آن است كه حريف خود بشناسى . و حريف بر دو نوع است : يكى حريفى است