مؤلف مجهول
491
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
آنجاست كه فرمود : « قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » [ الزمر : 9 ] . ديگر فرموده شده است كه : العلماء ورثة الانبياء 86 . و ديگر آيات و احاديث كثيره در شأن علم و علماء واقع است كه سبب تفضيل است . اما مشايخ اويسيه قدس الله تعالى اسرار هم بريناند كه : درجهء ولايت مىبايد كه افضل باشد از درجهء علم ، زيراكه اولياء را رضوان الله عليهم اجمعين درجات عاليه است كه علماء را نيست ، حتى كه بعضى را معراج حاصل شده كه هيچيك از علماء را اين دولت به حصول نيامده است . و ديگر روز قيامت آمنا به و صدقنا بسيارى از اولياء باشند كه مرتبهء شفاعت ايشان را ميسر باشد ، علماء را نى ، مادام كه علم مقارن به عمل نگردد . و ديگر دل پرفيض ثمرهبخش ايشان نظرگاه حضرت متعالى است ، يعنى از تجليات خالى نيست ؛ اما علماء را اين مناصب ميسر نشده است الا نادرا . آن هم وقتى است كه به علم خود عامل باشند و طريق اولياء الله را شعار خود سازند . وصل : بدانكه اولياء نيز از علم عارى و خالى نيستند ؛ از براى آنكه علم از انبياء به طريق ارث مانده است ، نه تنها علم ظاهر است كه علماء ظاهر از وى مىنازند ، بلكه علم باطن هم قسمى از علم انبياست عليهم السلام ، كه او بر اهل باطن مانده است كه اولياء عبارت از آن طايفهاند . سؤال : اگر پرسند كه علم كه مىگويند در شرع ، علم ظاهر را گويند نه علم باطن را ؟ جواب گوييم كه : علم باطن را هم گويند ، زيراكه هر چيز كه تعريف بر وى صادق مىآيد و معرف نيز بر وى صادق مىآيد ؛ زيراكه علم لغتا دانستن امريست ، و اصطلاحا عبارت از حصول صورت شىء است در عقل يا عند العقل . و اين هر دو صادق مىآيد بر علم باطن نيز . و اين نسبت مساوى مىنماند ميان اولياء و علماء ، بلكه در اولياء قوىتر ، زيراكه اولياء را تعلق علم به قرب و بعد يكسانست ، اما علماء در ادراك معلومات نظرى به استدلال محتاجند . پس درجهء ولايت افضل باشد از درجهء علم . اى فطن عارف ! هوش دار كه بسيارى از علماء باشند كه به علم خود اعتماد كنند ، و قلعهء دين خود را خراب سازند ، و از پاى درافتند ، و فريفتهء شيطان شوند ، و كار خود خبطه كنند ، و عاقبت مستحق نار جحيم شوند ، و علم ايشان خصم ايشان باشد . اگر عقل دارى در علم با عمل كوش ، و چشم از دنياى مكاره بپوش ، و زهر مجاهده بنوش ، و دين خود را به دنيا مفروش . اى غافل ! بسيار از غير علماء باشند كه از علم ظاهر بىنصيب باشند و تكيه و التجا به لطف حق سبحانه و تعالى كنند ، و به علم لدنى مشرف شوند ، و به مقصود خود رسند ؛ و چندين علماء سرگردان يك مسئلهء ايشان باشند . و خوف خاتمت هم