مؤلف مجهول
488
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
جنگ پيوست و محاربه كرد . بيست و پنج تن از كافران از شمشير بىبى هلاك شدند « 1 » و به جهنم رفتند . و هريك ازين « 2 » دختر خانمها نيز چندى از كافران را هلاك كردند و به جهنم فرستادند « 3 » . آخر كافران « 4 » غلبه كردند و بىبى هزيمت يافت و « 5 » به مرتبهء شهادت رسيد . و دختران نيز همه شهيد شدند . آن بود كه « 6 » حق سبحانه و تعالى چندين فرشته به صورت آدم فرستاد . بىبى را به جميع دختران هرجا كه شهيد شدند همانجا دفن كردند ، اما صورت قبر نبستند ، تا آنكه حضرت سلطان ابن السلطان ، و خاقان ابن الخاقان ، حضرت سلطان غازى يوسف قدر خان عليه الرحمة و الرضوان ، « 7 » از طواف مكهء معظمه بازآمد و در جستجوى استخوانهاى شهدا شد . آن زمان روح بىبى حاضر آمد و گفت : اى عم ! استخوان من اينجاست . به قول بىبى همانجا كه قرار داد ، خاك بىبى را حضرت « 8 » سلطان غازى صورت قبر « 9 » بست و در آن منزل عمارت كرد . در تاريخ چهارصد و نود و چهار در بلدهء كاشغر صانها الله تعالى عن الآفات و الضرر ، اين قضيه واقع شد . و الله تعالى اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب .
--> ( 1 ) - الف : هلاك شد ( 2 ) - ب : از دختر ( 3 ) - ب : - چندى . . . . . فرستادند ( 4 ) - ب : + بسيار شدند و ( 5 ) - الف : - هزيمت يافت و ( 6 ) - ب : - آن بود كه ( 7 ) - الف : و الصوان ( 8 ) - ب : - حضرت ( 9 ) - الف : - قبر