مؤلف مجهول
450
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
فصل بيستم « 1 » در تذكرهء بىبى صفيه قدس الله سرها كه وى از بلاد حبش بود و منسوب به حضرت حبشى 80 رضى الله عنه « 2 » و از روح آن حضرت تربيت يافته بود « 3 » . بسى كرامات قوى داشت و رياضات « 4 » بىشمار . آن روز كه از كتم عدم به صحن فضاى « 5 » وجود رخت كشيد ، روز چهارشنبه و ماه ربيع الآخر و عشر ثالث بود ، و چهار ساعت از روز گذشته بود كه به وجود آمد . به مجردى كه به زمين افتاد ، گفت : « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » [ المؤمنون : 14 ] ربالعالمين . درين حال والدهاش جان به حق تسليم كرد . نام والدهاش را « 6 » به وى گذاشتند . پدرش مردى بود صالح و رياضتكش ، و مجاهدهء بيشمار داشت . اين فرزند كه چون درّ از صدف يتيم ماند ، چند زن شيردار حاضر ساخت كه شير دهند . پستان هيچيك را به دهن نگرفت . آخر پدرش از سر مهر پدرى پستان خود در دهن وى كرد . بهفور « 7 » پستان پدرش را بگرفت و مكيد . به فرمان خداى تعالى « 8 » شير از پستان پدرش نزول كرد . چهل روز شير داد ، بعد از آن شير پدرش منقطع شد . پس از آن هرگز شير نخورد و طعام نيز « 9 » . همه مردم از حيات او قطع اميد كردند كه اين طفل نخواهد زيست « 10 » . اما هيچ نشد و حق سبحانه و تعالى به عنايت خود پرورد . چون دو سال برين گذشت و سخنور گشت ، اول چيزى كه به زبان وى جارى شد ، آيت « 11 » « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » [ الفاتحة : 5 ] بود ، و به همين آيت مداومت كرد تا مدت پنجسالگى . و غير از همين آيت هيچ « 12 » سخن ديگر نگفت . روزى پدرش پرسيد كه : اى صفيه ! اين چه كلام است كه مىگويى ؟ گفت : اى پدر ! اين كلاميست كه پيش ازين صدسال در ميان فرشتگان شنيده بودم كه ورد يكى از فرشتگان همين بود . و ازو پرسيده بودم « 13 » كه معنى اين ورد تو چيست ؟ و او گفته بود كه : معنى اين ورد من اين است كه پاكا و پروردگارا ! ترا عبادت مىكنم و از تو استعانت مىخواهم . و پس همان معنى در دلم نقش بسته است كه به زبان مىآيد . اى پدر ! مقصود از ايجاد عالم شناخت وى است و پرستش او . درين امر استعانت از وى بايد طلبيد كه شيطان رجيم راهزن نگردد . و ديگر دنيا جاى امتحان است كه به وعدهء چند روزه و به مهلت معينه فرستادهاند . آن روز كه وعده به ميعاد رسد و مهلت به آخر آيد ، بنده آن
--> ( 1 ) - ب : باب چهل و سيم ( 2 ) - ت : + بود ( 3 ) - الف ، ب : - بود ( 4 ) - ب ، ت : رياضت ( 5 ) - متن تق ، جميع نسخ : فزاى وجود ( 6 ) - ب : - را ( 7 ) - ب ، ت : بالفور ( 8 ) - ب : به فرمان حضرت حق سبحانه شير ( 9 ) - ب : + نخورد ( 10 ) - ب : - كه اين طفل نخواهد زيست ( 11 ) - ب : - دو سال برين . . . . آيت ( 12 ) - ب : - هيچ ( 13 ) - ب : ازو پرسيدم كه