مؤلف مجهول

446

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

ده سال برين گذشت . آن مقدار شد كه ضبط « 1 » روزگار خود « 2 » كند . خبر به جايها رفت كه دختر فلانى بسى صالحه است و عابده . از هرجا به خواستگارى او مردم « 3 » دغدغه كردند . هيچ‌كس را قبول نكرد . آخر پدرش گفت : اى فرزند ! نكاح سنت پيغامبر است صلى الله عليه و سلم البتّه بايد قبول كرد « 4 » . و اگر نى ، امت بودن از كجا ثابت مىشود ؟ آن كن كه خدا و رسول فرموده است . آخر راضى شد . با وجود رضا هفت سال در ميان آمد . بعد از آن به شوهر عقدش كردند . همان شب كه سپردند ، صالحه بر پاى خاست « 5 » و گفت : اى شوهر ! اجازتم بده كه دوگانه ادا كنم . شوهرش گفت : هيچ مانع نيست آن كن كه مىخواهى . صالحه برخاست و تجديد وضو كرد و دوگانه ادا كرد « 6 » و سر به سجده بنهاد و گفت : الهى ! تو دانايى بر حال من كه مرا هواى نفس و متابعت او نبود ، اما چه كنم كه از حكم و فرمان توام ترسانيدند . اين امر قبول كردم و الا مرا چه محل اين امر بود . آرزويم تو بودى و مجرد رفتنم داعيه بود . حالا هم باشد « 7 » ازين ميان بردار كه « 8 » همان نوع روم . آواز آمد كه اى صالحه ! خداى تعالى ترا عمر دراز كرامت كرده است و وعدهء بىشمار . آن عمر كم نخواهد شد و آن وعده به وفا خواهد رسيد . اما شوهر ترا وعدهء قبض روح در همين شب است . چون « 9 » سر از سجده برداشت ، ديد كه شوهرش در سكرات موت است . دوباره سر به زمين نهاد و گفت كريما ! كرم تو عام است كه كارم به خير گذشت . فى الحال به پدرش كس روان ساخت « 10 » و به پدر عروسش خبر داد . به‌فور « 11 » جمع آمدند ديدند كه جان به حق تسليم كرده است « 12 » . صالحه بعد از آن ديگر تأهل قبول نكرد ، و همان نوع كه آمده بود به همان « 13 » نوع به خانهء پدرش بازگشت و خلوت‌نشين شد كه كسى او را نديد . و به دعاى وى مردم محتاج بودند كه مستجاب الدعوة بود ، كه هر نوع دعا مىكرد البتّه روا مىشد . ازآن‌جهت صالحهء مستجاب الدعوة مىگفتند . روزى در خلوت خود نشسته بود كه پدرش درآمد و گفت : اى فرزند ! در باغ يك بيخ « 14 » درخت تاك بود كه از پدرم ميراث مانده بود و يادگارى وى بود خشك شده است ، مىخواهم كه در حق او دعايى كنى ، شايد كه « 15 » به قدرت خداى تعالى و به سبب دعاى تو سبز گردد ، چون‌كه مستجاب

--> ( 1 ) - الف : - ضبط ( 2 ) - الف ، ب : - خود ( 3 ) - ب : - مردم ( 4 ) - ب : البتّه قبول بايد كرد ( 5 ) - الف ، ت : خواست ( 6 ) - ب : وضو ساخت و دوگانه از بهر يگانه ادا نمود ( 7 ) - ب : - باشد ( 8 ) - ب : - كه ( 9 ) - الف ، ب : - چون ( 10 ) - ب : كس فرستاد و ( 11 ) - ب ، ت : بالفور ( 12 ) - ب ، ت : تسليم داده است ( 13 ) - ب : - نوع كه . . . به همان ( 14 ) - ب : - بيخ ( 15 ) - ب : - كه