مؤلف مجهول
376
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
و گفت كه « 1 » : اى شيخ ! چه « 2 » خوش بودى كه در همچنين زمان كه درويشان حرارت درون دارند خربزه و فواكه ديگر « 3 » بودى و « 4 » درويشان تناول كردندى تا حرارت دل بردى ! شيخ گفت : خوش باشد ! و سر به مراقبه فروبرد « 5 » و بعد از زمانى سر برداشت و به يكى از درويشان فرمود كه : به اين ريگستان درآى و خربزه و ميوه به الوان « 6 » برآر تا درويشان تناول كنند كه فى الواقع جانبازى كردند . آن درويش به اعتقاد تمام قدم در ريگستان بنهاد ، ديد كه از هر ميوه توده توده و « 7 » خربزه خروار خروار درين ريگستان ريخته . على قدر طاقت برداشت و بيرون آمد و در نظر عزيزان بنهاد و گفت : اى عزيزان ! « 8 » بدانيد كه اگر صد هزار كس درآيند و به قدر حوصله هرچند بردارند تمامى ندارد . بعد از آن جمعى را حواله كردند كه درآيند و ميوه بيرون كنند . اينها « 9 » نيز درآمدند و ميوهء بسيار بيرون كردند . و درويشان به ميوه خوردن مشغول بودند كه ملكان شخصى را فرستادند كه : برو و گدايان را ببين كه هيچ اثرى از ايشان مانده است يا نى « 10 » ؟ درين حين « 11 » آن شخص رسيد ، ديد كه همه سلامتند ، به نوعى كه « 12 » سر مويى از ايشان خطا نيافته و به اين نوع فراغت مشغولند . آرزو كرد كه ازين ميوهها به دو بدهند . هيچكس ملتفت نشد . آخر حضرت شيخ را رحم آمد ، چند تا سيب و خوشهء انگور به دو داد . او بگرفت و بخورد و يكتاه سيب برد . ملكان ديدند كه در دست سيبى دارد ، پرسيدند كه « 13 » اين سيب را از كجا گرفتى ، و گدايان زنده هستند يا نى ، و چهكار مىكنند « 14 » ؟ اين شخص گفت : اى ملكان ! تار مويى از ايشان نقصان نيافته است « 15 » ، و اين نوع فراغت دارند كه شمايان نيم در خرد آنها نداريد . پادشاهى به آنها مسلم است « 16 » . بعد از رفتن آن شخص يكى از درويشان گفت : اى بزرگوار ! حكمت چه بود كه به آن دشمن « 17 » ازين ميوهء كرامت داده شد « 18 » كه « 19 » خود خورد و به آن سگ جهنمى هم برد ؟ شيخ فرمود : هلاك او « 20 » در آن ميوه است بنابراين داده شد . و آن شخص گفت : اى ملك ! من بعد به آن جماعت نبايد پيچيد « 21 » كه عين ضرر است ، و آتش جانكاه هست و تيغ آبدار است ، كه چپ و راست خواهد بريد . ملك اين سيب را « 22 » به دست گرفت و روان شد . و به لب دريا رسيد ، ديد كه شيخ در لب آب نشسته است گفت : اى
--> ( 1 ) - ب : - كه ( 2 ) - الف : - چه ( 3 ) - ب : - ديگر ( 4 ) - ب : كه ( 5 ) - ب ، ت : - فرو ( 6 ) - ب : ميوه الوان ( 7 ) - ب : + از ( 8 ) - ب : - اى عزيزان ( 9 ) - ب : آنها ( 10 ) - ب : ببين كه زنده هستند يا نى ( 11 ) - ب : - درين حين ( 12 ) - الف : - كه ( 13 ) - ب : - كه ( 14 ) - ب ، ت : - چهكار مىكنند ( 15 ) - ب ، ت : - است ( 16 ) - ب : پادشاهى آنها را مسلم است ( 17 ) - الف : به اين دشمن ( 18 ) - ت : كرامت كرده شد ( 19 ) - الف : - كه ( 20 ) - ب : هلاك آن ( 21 ) - ب : اى ملك بعد ازين به اين جماعت نبايد رنجيد كه ( 22 ) - ب ، ت : - را