مؤلف مجهول

343

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

فصل سيزدهم بدانكه در ايام وفات حضرت شيخ « 1 » قدس الله تعالى روحه العزيز فرزند عزيز آن بزرگوار ، خواجه ابو القاسم پنجاه‌ساله بود . و كار آن بزرگوار از نظر پدر بزرگوارش در روز طواف به كمال رسيد . و در منصب پدر خود بر وجه وصيت بنشست و شيخى كرد « 2 » و مردم را به راه « 3 » حق سبحانه و تعالى دعوت كرد . و مردمى كه به پدر او نگرويده « 4 » بودند ( به ) آن بزرگوار گرويدند ، زيراكه « 5 » قوت ولايت آن بزرگوار فوق بر قوت ولايت پدرش بود . يكى از كرامات خواجه آن بود كه همان سال كه شيخ از عالم رخت برداشت قحط شد ، به نوعى كه مسلمانان به خون يكديگر تشنه شدند و به گوشت يكديگر گرسنه . ازبس‌كه بىطاقت شدند پيش خواجه استغاثه كردند و استعانت طلبيدند « 6 » . خواجه در همان مجلس دست برداشت و دعا كرد . و در دعاى خود اين مناجات كرد كه : پادشاها ! خوان كرم تو عام است ، و قطره از باران رحمت تو به شستن عصيان بندگى تمام است ، و حاجت اين بندگان « 7 » ضعيف خود برآور كه مقصود ايشان آن است « 8 » ، و دعاى من شكسته را « 9 » قبول كن كه در حق ايشان است . اگر خواهى كه بندگان تو به اين بندهء ضعيف اعتقاد بندند و انقياد كنند ، تا ايشان را در عبادت تو سعى كنم و اهتمام نمايم ، در روزى اين بنده‌ها « 10 » را وسيع گردان ! درين حين به گوش خواجه آوازى آمد كه : اى ابو القاسم ! در بلندى برآى و هر دو آستين خود را سرنگون بدار و قدرت « 11 » مشاهده كن . خواجه چون اين بشنيد بر بامى برآمد و آستينهاى مبارك خود را سرنگون بداشت « 12 » . از هر دو آستين حضرت بزرگوار گندم ريختن گرفت . در يك ساعت جاشها شد . آنگاه مردم را رخصت داد كه : اى مسلمانان ! برداريد آن مقدار كه احتياج است . مردم گرسنه گرد آمدند و برداشتند آن مقدار كه مىبايست « 13 » ، و ظرفها پر كردند « 14 » . آنگاه گفتند كه : اى بزرگوار ! ديگر احتياج نماند . بس كن كه از ظرف عاجز آمده‌ايم « 15 » . آنگاه حضرت خواجه قدس سره العزيز آستينهاى مبارك « 16 » خود را با همديگر افشانيد . فى الحال باز ايستاد . چون اين كرامت مردم از

--> ( 1 ) - ب : بزرگوار ( 2 ) - ب : - و در منصب . . . كرد ( 3 ) - ب : + حضرت ( 4 ) - ت : بگرويده ( 5 ) - ب : زيراك ( 6 ) - ب : - و استعانت طلبيدند ( 7 ) - ب : بنده ( 8 ) - ب : اينست ( 9 ) - ب : - را ( 10 ) - ب : + بگشاى و روزى اين‌ها ( 11 ) - ب : + را ( 12 ) - ب : اين بشنيد همين كرد از هر دو ( 13 ) - ب : و آن مقدار كه مىبايست برداشتند ( 14 ) - ب : پر ساختند ( 15 ) - ب ، ت : آمديم ( 16 ) - ب : - مبارك