مؤلف مجهول
319
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
بازگرديد و از من قطع اميد بكنيد كه ديگر مرا بازگشتى به طرف شمايان نيست ، زيراكه بازگشت همه همين است كه من آمدهام ، يعنى مرگ است غايتا به تفاوت بعضى در آب ، و بعضى در آتش . بر هر تقدير بازگشت همه همين است كه گفتهاند : كل شى يرجع الى اصله . وصيت مر شمايان را كه ابو سعيد را در مسند من بنشانيد و در خدمت او باشيد . اين درويش برخاست « 1 » و به درويشان خواب خود را گفت و تعبير طلبيد . درويشان بعضى قبول كردند « 2 » و بعضى تمسخر كردند . چون شب درآمد « 3 » شيخ به خواب همه درويشان آنچنان ظاهر شد كه به اين درويش ظاهر شده بود . آن زمان خواب اين درويش را قبول كردند . على الصباح چون برخاستند « 4 » اين واقعه با همديگر « 5 » گفتند و شيخ سعيد را به مقتضاى وصيت پير خود ، به جاى پير خود « 6 » خليفه نصب كردند و باز گرديدند . در تاريخ ششصد و دوازده اين قصه در بلخ در لب " درياى آمو " واقع شد . و الله اعلم بالصواب « 7 » .
--> ( 1 ) - ب : برخواست ( 2 ) - الف : قبول كرد ( 3 ) - ب : + حضرت ( 4 ) - ب : برخواستند ( 5 ) - ب : با يكديگر ( 6 ) - ب : - به جاى پير خود ( 7 ) - ب ، ت : + و اليه المرجع و المآب