مؤلف مجهول

318

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

سعيد ! نيك گفته‌اند كه ما درياييم ، اما خطاست كه گفته‌اند به پليديها پليد نشويم . اگرچه دريايند ، اما درياى پليدند « 1 » . به اين سخن فريفته نبايد شد . بدانكه آن دريايى كه به نجاست نجس نمىشود ، درياى ظاهرى است كه اهل شرع او را دريا اعتبار كرده‌اند كه طهارت جميع نجاسات با وى است . گاهى چنان است كه همان دريا نيز به خلط بعضى چيزها چنان مىشود « 2 » كه طهارت در وى روا نمىگردد ، زيراكه شرعا چنان است كه در آب اگر دو وصف از اوصاف آبى كه رنگ و بوى و طعم است « 3 » زايل « 4 » شود طهارت « 5 » به او جايز نيست . و دريايى كه اهل طريقت اعتبار كرده باشند « 6 » به اندك نجاست نجس خواهد شد . القصه مجلس به آخر آمد . حضرت شيخ مسجد جامع « 7 » اختيار كرد و در آنجا مىبود و مردم را دعوت مىكرد . اكثر مردم بلخ ارادت قبول كردند . حضرت شيخ قدس سره العزيز سه سال در بلخ ساكن شد . و در جميع عمر خود صد و بيست و پنج هزار مريد در عالم تربيت كرد . و خود تربيت از باطن خواجه الياس يافت ، و بر ظهر ايوب پيغامبر بود عليه السلام . و نود و نه سال عمر يافت . پنج ماه و ده روز قطب بود . و در زمان قطبيت هميشه « 8 » آرزو مىكرد كه خداى « 9 » تعالى مرا غريق درياى رحمت خود گرداند ! روزى نشسته بود كه آرزوى غسل كرد . به درويشان گفت : اى ياران ! برخيزيد كه مرا آرزوى غسل شد به لب دريا رويم . درويشان برخاستند « 10 » . حضرت شيخ به مركبى سوار شد و درويشان همه « 11 » پياده روان شدند ( و ) به لب دريا رسيدند « 12 » . حضرت شيخ لباس از بر مبارك خود بركشيد و نطعى « 13 » بربست و سه بار گفت : الماهى ! در چهارم مرتبه خود را در آب زد و گفت : الماهى « 14 » ! و گم شد . و بعد از مدتى سر برآورد و گفت : الحمد لله ! كه قطره به دريا رسيد عين دريا گشت « 15 » . و اين بندهء آرزومند به آرزوى خود رسيد و غريق درياى رحمت شد . اين بگفت و فرو رفت ، ديگر ظاهر نشد « 16 » . شب چهارم يكى ازين درويشان « 17 » در خواب ديد كه شيخ حاضر شد « 18 » و گفت : اى ياران !

--> ( 1 ) - ب : پليد ( 2 ) - ب : دريا به كثرت خلط چنان مىگردد كه ، ت : دريا نيز خلط به كثرت بعضى ( 3 ) - ب : + يكى از اين‌ها ( 4 ) - ب : ظاهر ( 5 ) - ب : - طهارت ( 6 ) - ب : كرده‌اند ( 7 ) - ب ، ت : + را ( 8 ) - ب : - هميشه ( 9 ) - ب : + تبارك و ( 10 ) - ب : برخواستند ( 11 ) - ب : - همه ( 12 ) - ب : رسيد ( 13 ) - متن تق ، الف ، ت : نتعى ، ب : چادر ( 14 ) - الف : الجاهى ( 15 ) - ب : دريا شد ( 16 ) - ب ، ت : + مريدان سه روز در همان‌جا مكث كردند كه ظاهرا شيخ ظاهر شود ظاهر نشد ( 17 ) - ب : مريدان ( 18 ) - ب : ظاهر شد