مؤلف مجهول
312
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
جن غلبه كرده است از براى فريفتن تو . زينهار ! فريفته مشو كه از راه مى برآيى . شيخ گفت : اى والده ! از كجا معلوم شد كه جن « 1 » باشد ؟ والدهاش گفت : اى فرزند ! اگر جن نبودى از كشف عورت بايستى اجتناب كردى ، زيراكه ملائكه يا « 2 » ارواح طيبه كى روا دارند كه تار مويى از نامحرم در نظر ايشان درآيد و ايشان « 3 » نظر اندازند و ببينند ؟ شيخ عباس گفت : اى والده ! علاج اين چيست ؟ والدهاش به روى « 4 » گفت : اى فرزند ! « 5 » علاج اين آن است كه بر باطن حضرت الياس كه مربى تست متوجه شوى « 6 » ، شايد كه دفع كند . بعد از آن جن و شيطان هر زمان كه بر وى « 7 » غلبه كردندى ، حضرت شيخ به باطن خواجه بزرگوار متوجه شدى ، جن و شيطان ناچيز شدندى و حضرت شيخ شدى . سه سال ديگر برين گذشت . و سلوك حضرت شيخ قدس الله سره العزيز « 8 » به كشف ارواح رسيد . در اشتياق آن شد كه به مربى خود ملاقات كند در عالم روحانيت . درين آرزو بود كه بعد از چهل روز مربى خود را در عالم معنى ملازمت كرد . دو سال برين گذشت . آنگاه آرزوى اين كرد كه به ديدار حضرت خواجهء زندهدلان عليه الصلاة و السلام مشرف شود . « 9 » حق سبحانه و تعالى بعد از هشتاد روز به ديدار حضرت خواجهء زندهدلان او را مشرف ساخت . بعد از تشريف اين دولت و اقبال اين سعادت ، حضرت خواجهء زندهدلان فرمود « 10 » : اى عباس ! مىدانى كه نام تو عباس است ، و عباس صيغهء مبالغه است از عبس ، و قلب عبس سبع است . بدانكه « 11 » حق سبحانه و تعالى را هفت آسمان است ، به مضمون : « خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً » [ الملك : 3 ] ، و در هريك فرشتگانند به عبادت حق جل و عز و علا « 12 » مشغول . هركه به اين نام است بايد كه به اهل طبقات مناسبت پيدا كند . اين دولت وقتى ميسر « 13 » است كه « 14 » اعمال آنها را به جاى آرد . و ديگر « 15 » حق سبحانه و تعالى را « سبعة سيارة » است ، هركه به اين نام است بايد كه در رنگ آنها سيار باشد ، يعنى تيزرو در راه طريقت . و ديگر « 16 » خداى « 17 » تعالى را هفت ستاره ديگر است كه او را بنات النعش مىگويند كه در گرد ستارهء قطب دوره مىزنند . هركسى كه نام او عباس است بايد كه از گرد حريم حرم حضرت « 18 » بىنيازى لحظهاى « 19 » دور نباشد و هميشه دورهزننده باشد . و ديگر در هر « 20 » هفت روز يكبار لقمه
--> ( 1 ) - ب ، ت : + بوده ( 2 ) - ب : - ملائكه يا ( 3 ) - ب : در وى ( 4 ) - ب ، ت : - بر وى ( 5 ) - ب : - اى فرزند ( 6 ) - ب : بر باطن خواجه بزرگوار يعنى خواجه الياس متوجه شوى كه مربى تست ، ت : حضرت خواجه الياس ( 7 ) - ب : - بر وى ( 8 ) - ب : - قدس الله سره العزيز ( 9 ) - ب : + حضرت ( 10 ) - ب : + كه ( 11 ) - ب : + حضرت ( 12 ) - ب : حق سبحانه مشغول ( 13 ) - ب : - ميسر ( 14 ) - الف ، ب : - كه ( 15 ) - ب : + حضرت ( 16 ) - ب : + حضرت ( 17 ) - ب : + تبارك و ( 18 ) - ب : - حضرت ( 19 ) - الف : - لحظهاى ( 20 ) - ب : - هر