مؤلف مجهول

4

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

عالم فياض بر دل فايض شد دل قرار داد ، و از دل به زبان رسيد ، و زبان به نطق آورد ، و از زبان به دست آمد ، و دست به قلم پيوست ، و قلم نوشت تا به اتمام رسيد . غرض ازين كلام آنكه درويش را درين امر هيچ نوع صنعى و تصرفى نرفت الا در كتابت ، و ناميده شد اين تذكره را به تذكرهء بغراخانى « 1 » و مرتب گشت اين تذكره بر « 2 » مقدمه و سه مقصد و چهل باب و سى فصل و خاتمه ، تا مبتديان را راهبر باشد و منتهيان را « 3 » مونس . بعون الله الملك الوهاب و اليه المرجع و المآب . مقدمه در بيان مشايخ اويسيه رحمة الله عليهم اجمعين : بدانكه اويسيه جماعتى را گويند كه هريك از ايشان را روح مطهرى از ارواح مقدسهء يكى از انبياء عظام عليهم السلام ، يا باطن ايشان « 4 » تربيت كرده باشد . و يا روح مقدس از ارواح اولياء كرام يا باطن « 5 » ايشان در عالم شهادت غايبانه مشغول به تربيت باشد ، چنان كه حضرت رسول صلى الله عليه و على آله و اصحابه « 6 » و سلم به نور نبوت غايبانه ، حضرت خواجه اويس قرنى را رحمة الله تعالى عليه در عالم شهادت تربيت كرده است « 7 » و به مقصود رسانيده . از آنست كه مشايخ اويسى به جذبه و سياست مىباشند كه در صراف خانهء پير ، ظاهر تن مسين « 8 » خود را در آتشكدهء عشق الله بگداخته‌اند « 9 » و به مردم ظاهر نساخته‌اند « 10 » و نپرداخته ، بلكه در دايرهء نقطهء نون نبوت وقاف قربت حلقه زده‌اند ، كه در او پاى « 11 » بعد راه نيافته است ، لاجرم آنان كه اقرب‌اند به صاحب سياست ، به نسبت ابعد به سياست ظاهر شوند ، لا بد اين طايفه به جذبه و سياست باشند . اما بعد ، معلوم باشد كه كلمهء اويسى مركب از چهار حرف است ، و هريك ازين چهار حرف منتخب از كلمه‌اى است ، و دال بر معنى ، و خبر از جايى مىدهد ، و اشارت به جايى است ، و مشعر به چيزى ، چه داند آنكه اشتر « 12 » مىچراند ؟ اما پوشيده نماند كه همزهء اويسى منتخب از كلمهء الله است كه اسم ذات است ، يعنى هر ولى كه اويسى باشد ، حضرت الله « 13 » كه « 14 » آفريدگار مرتبهء ولايت است در ذات بنىآدم ، قوت ولايت در ذات

--> ( 1 ) - ب : بغرا خان ( 2 ) - ت : يك ( 3 ) - ت : منتهيان را ( 4 ) - ت : + را ( 5 ) - ت : كرام به باطن ( 6 ) - ب ، ت : - و على آله و اصحابه ( 7 ) - ب : كرده باشد ( 8 ) - ت : ميسين ( 9 ) - الف ، ت : نگداخته ( 10 ) - ب : ظاهر ساخته‌اند ( 11 ) - ت : درياى او بعد ( 12 ) - متن تق ، جميع نسخ : كسى داند كه اشتر مىچراند ( 13 ) - ب : تعالى ( 14 ) - ب : - كه