مؤلف مجهول
282
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
و از وى استفسار « 1 » بكنيم ، آنگاه پيش او رويم . معاندان گفتند : اى قاضى مسلمانان ! اين « 2 » چه محل تأخير است كه شخص اين نوع كفر صريحى « 3 » مىگفته باشد ، تو روا مىدارى كه او در شهر ما باشد ؟ و مقرر است كه اين شخص مستحق قتل است . قاضى گفت : اى ياران ! او شخصى است صاحب ولايت ، اين نوع حرفى نخواهد گفت و بر تقدير گرفتن بىتأويل نخواهد بود ، فى الحال او را تكفير كردن نيك نباشد . اين بگفت و برخاست « 4 » و پيش مفتى رفت و مردم معترض نيز رفتند و قاضى به مفتى اين واقعه بيان كرد . مفتى را بالطبع ميل و اعتقاد به شيخ بود . او « 5 » گفت : فى الواقع اين حرف از شيخ واقع شده است ؟ گفتند : « 6 » آرى ! كه بر ملأ مىگفته است . مفتى گفت : اى ياران ! اگرچه اين در ظاهر شرع كفر خواهد بود ، اما شيخ هم در وادى خود و رعايت شريعت نبوى استحكامى دارد ، شايد كه نگفته باشد ، و بر تقدير گفتن بىتأويل نخواهد گفت . اين خود قرارداد همهء ائمه است « 7 » كه اگر كفرى از صد احتمالش « 8 » يكى به اسلام دال ، است در وى ره خلاصى است كه او را كفر مأول مىگويند ، شايد كه شيخ « 9 » سخن خود را تأويل كند . فى الحال همچنان « 10 » عزيزى را تكفير كردن مناسب نيست . اى ياران ! « 11 » برويد پيش شيخ و تحقيق بكنيد كه گفته است يا نى « 12 » ؟ اگر گفته است تأويل طلبيد « 13 » . اگر تأويل موجه كند هيچ مگوييد و بازگرديد . و اگر نتواند تأويل كردن ، پيش من بياريد تا آنچه موجه « 14 » شريعت است « 15 » آن كنم . و اگر به آمدن راضى نشود همانجا احتسابش كنيد . آن بود كه جمعى از محتسبان رفتند و به در خانقاه شيخ رسيدند و دستور خواستند « 16 » و به خانقاه درون رفتند ، ديدند كه شيخ به همين حرف مشغول است . بىآنكه تحقيق كنند و تأويل طلبند ، محتسبان ناهموار از جوانب و اطراف « 17 » درهها برداشتند كه احتساب كنند . شيخ را خشم آمد . از سر قهر و غضب گفت : هلههله ! پر دست درازى نكنيد ، مبادا كه جمع نتوانيد ساختن « 18 » ! به همين مقدار نفس حضرت بزرگوار ، دستهاى درهدار ايشان خشك شد ، كه هرگز نتوانستند جمع كردن « 19 » . همان نوع پيش قاضى رفتند و عرض حال كردند . قاضى گفت : اى بىادبان ! نگفتم كه تا تأويل نطلبيد و تحقيق نكنيد گستاخى به نسبت آن شخص نكنيد ؟ سزاى آن كس كه
--> ( 1 ) - ب ، ت : استفنا ( 2 ) - ب : - اين ( 3 ) - ب : صريح ( 4 ) - ب : برخواست ( 5 ) - ب : - او ( 6 ) - ب : - گفتند ( 7 ) - ب ، ت : + كه ( 8 ) - ب : كه كفر را اگر از صد احتمال ( 9 ) - الف ، ت : اين ( 10 ) - ب : اينچنين ( 11 ) - ب ، ت : مسلمانان ( 12 ) - ب : - گفته است يا نى ( 13 ) - ب : تاويل طلب كنيد ( 14 ) - ب : موجب ( 15 ) - ب : شرعست ( 16 ) - الف : خاستند ( 17 ) - ب : از اطراف و جوانب ( 18 ) - ب : كه نتوانيد جمع ساختن ( 19 ) - الف : جمع كردند ، ب : هرگز جمع نتوانستند كردن