مؤلف مجهول
271
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
اما اين مقدار هست كه در تابوتم كنيد و نماز بگذاريد آنگاه توقف كنيد ، و تابوت من هرجا كه « 1 » قرار گيرد آنجايم « 2 » دفن كنيد . اين بگفت و جان به حق تسليم نمود « 3 » . درويشان لباسهاى « 4 » نفيس پوشيدند و به اهل مكه خبر كردند . اكثر اعيان مكه جمع آمدند و مصلحت حضرت شيخ را راست ساختند ، و در جنازه كردند . تيمنا و تبركا نعش مبارك حضرت شيخ را دستبهدست برداشتند و در ميان صفا 62 و مروه 63 نماز كردند ، و زمانى توقف كردند . تابوت حضرت شيخ دو قدمرو از زمين بالا برآمد و روان شد و رفت « 5 » و در ميان گورستان بقيع فرود آمد . همه دانستند كه شيخ را منزل آخرت در مدينهء « 6 » معظمهء حضرت رسول بوده است صلى الله عليه و سلم . و اهل مدينه ازين واقعه « 7 » خبردار شدند . بهفور « 8 » قبر كندند ، شيخ را دفن كردند و صورت قبر بستند . درويشان از پى تابوت شيخ شدند بعد از هفت روز رسيدند . اما آن « 9 » دو درويش كه مستعد مرتبهء قطبيت شده بودند به نعش حضرت شيخ مع آمدند ، و در دفن حاضر بودند و موافقت كردند و بعد از رسيدن درويشان هفت « 10 » روز ديگر « 11 » آنجا بودند . شب هشتم حضرت شيخ به خواب همهء اين « 12 » درويشان درآمد و گفت : اى درويشان ! ديگر محل ايستادن نيست ، بازگرديد به وطن خود و هركه پرسد از من دعا گوييد و از براى من غريب از هركدام دوستان دعا گدايى كنيد ، و بگوييد به درويشان ما كه عبد الرحمن شهيد شد و غريق رحمت گشت . و ديگر عبد الوهاب را خليفهء خود دانيد و از سخن وى تجاوز نكنيد ، اگرچه استطاعت آن نداشته باشد ، زيراكه « 13 » حق پيرزادگى در ميان است . و آنچه از دست شمايان مىآيد از تربيت دريغ نداريد و من هم از تربيت او خالى نخواهم بود . و با وى بگوييد آن كند كه پدرش كرد ، و آن نوع باشد كه عبد الرحمن بود ، و اين نوع بيايد كه عبد الرحمن آمد « 14 » . اما بعد ، « 15 » معلوم باشد كه حضرت شيخ قدس الله سره العزيز نود و هفت سال عمر يافت . و مريد بىعدد تربيت كرد . و خود تربيت از روح مقدس مطهر حضرت پيغامبر « 16 » آخر الزمان محمد مصطفى صلى الله عليه و سلم يافت . و بر قلب حضرت شعيب پيغامبر « 17 » بود ، صلوات الرحمن عليه . در تاريخ ششصد و هشت روز دوشنبه بر وجه سنت در مكه وفات كرد ، و در مدينه بر آن وجه كه مذكور شد « 18 » مدفون گشت . و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب .
--> ( 1 ) - ب : - كه ( 2 ) - الف : انجام ( 3 ) - ب : تسليم كرد ( 4 ) - ب : + گوناگون ( 5 ) - ب : - و رفت ( 6 ) - ب : مكه ( 7 ) - ب : + اطلاع يافتند و ( 8 ) - ب ، ت : بالفور ( 9 ) - ب : - آن ( 10 ) - ب : - هفت ( 11 ) - ب : - ديگر ( 12 ) - الف : - اين ( 13 ) - ب : زيراك ( 14 ) - ب : بيامد ( 15 ) - ب : اما بعده ( 16 ) - ب : پيغمبر ( 17 ) - ب : پيغمبر ( 18 ) - ب : - شد