مؤلف مجهول
248
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
پنج سال بعد از تولد حضرت نبى بود ، صلى الله عليه و سلم . اما اين قول معتبر است ، و اصح اين است « 1 » . و مدت سه سال به پدر و مادر خود هرگز سخن نگفت ، و هميشه مىگفت : لا إله إلّا الله محمد رسول الله . روزى پدرش به بغل خود گرفت ، و سر و روى مبارك آن بزرگوار را به مهر و شفقت پدرى دست ماليد و به ملايمت تمام پرسيد كه : اى فرزند ! بگو اين چه نوع سخن است كه مىگويى و ورد زبان خود ساخته ، و من كه « 2 » پدر توام به من يككلمه حكايت نمىگويى ؟ بزرگوار گفت : اى پدر ! اين سخن حق است كه مىگويم ، مرا به حق كار است نه به باطل . اگر شما حقگوى و حقپرست مىبوديد ، به شما هم سخن مىگفتم . « 3 » از آن است كه زبان از شما كوتاه كردهام و سخن حق دراز « 4 » ! پدرش گفت : از كجا مىگويى كه اين سخن حق است ؟ بزرگوار گفت : اى پدر ! ازآنجا مىگويم كه « 5 » بيش از اين ششصد سال در عالم روحانيت در ميان ملايكهء آسمان و عاملان عرش شنيده بودم كه مىگفتند : لا إله إلّا الله محمد رسول الله . پرسيدم كه « 6 » : اى ملائكه ! اين چه كلام است كه مىگوييد « 7 » ؟ گفتند : اى اويس ! اين كلام در شأن پيغامبريست از پيغامبران خداى تعالى جلجلاله و عم نواله . اول چيزى كه حق سبحانه و تعالى به قدرت كاملهء خود آفريده است پيش از همهء مخلوقات ، نور شريف « 8 » اوست و دنيا و ما فيها طفيل اوست . و او « 9 » دوست حق است سبحانه و تعالى كه در آخر الزمان به وجود مىآيد ، كه شريعت او ناسخ شريعتهاست ، و دين او ماحى دينها ، و ايمان آوردن به او فرض است . و هركه به او ايمان نيارد و منكر بود كافر است . و هركه كافر است مستحق دوزخ است . چون از ملائكه اين بشنيدم « 10 » در آن زمان گرويده بودم و ايمان آورده و انقياد نموده و اطاعت كرده . همان ايمان سابق است كه به زبان جارى شده بود حالا « 11 » به ظهور مىآرم . و ديگر آن شب كه حضرت پروردگار عالم به جبرئيل امين امر كرد كه نور محمدى را به روى دنيا ببر ، و هركسى « 12 » كه بيدار بود در پشت وى وديعت كن « 13 » ، در آن حين روح مرا ازين واقعه اطلاع بود . حضرت جبرئيل امين به امر ربالعالمين آن نور پاكيزهء معهود « 14 » را به دنيا آورد ، و سه بار تمامى « 15 » دنيا را گشت ، كس بيدارى كه لايق امانتدارى اين نوع امانت بوده باشد ، نيافت . بازگشت به درگاه بىنيازى و گفت : پاكا پروردگارا ! امانت را باز آوردم ، زيراكه فرمان
--> ( 1 ) - ب : آن است ( 2 ) - ب : - كه ( 3 ) - ت : سخن مىكنم ( 4 ) - الف : و سخن دراز ، ب : و سخن حق را نمىگويم ( 5 ) - ب : - كه ( 6 ) - ب : - كه ( 7 ) - ت : مىگويند ( 8 ) - ب : + كامل السرور ( 9 ) - ت : - او ( 10 ) - ب : شنيدم ( 11 ) - الف : - حالا ( 12 ) - ب : هركس ( 13 ) - ب : ت : وديعت نه ( 14 ) - ب : - معهود ( 15 ) - ب : تمام