مؤلف مجهول
224
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
سر مبارك حضرت شيخ ، « 1 » قدس الله سره العزيز را به لب دريا برد . آن نوع كه حضرت شيخ « 2 » فرموده بود به دريا گفت و در آب انداخت . همان لحظه آب دريا به قانون خود فرونشست و مردم از بلاى آب خلاص شدند . على هذا القياس « 3 » سال « 4 » ديگر چنان قحط آب شد كه از آسمان قطرهء باران « 5 » نچكيد و عيون ارض خشك گشت ، و آبهاى روان منقطع الجريان « 6 » شد . باز مردم به حضرت شيخ قدس الله روحه العزيز التجاء آوردند . حضرت شيخ قدس سره العزيز بر بلندى برآمد و دست برداشت و دعا كرد . ديگران آمين گفتند . همان لحظه به قدرت خداى تعالى جلجلاله « 7 » آبهاى روان به عادت پيش ، روان شدند و چشمهها جوشيدن گرفتند ، و از آن باران باريد . القصه « 8 » ، به انواع كرامت از حضرت شيخ به وقوع آمد . آنگاه شيخ گفت : اى مسلمانان ! چرا اين همه غافليد كه وقت غنيمت است و فرصت تنگ و عمر كوتاه و بنايش سست و بضاعت قليل . حالا كه « 9 » فقير در ميان شمايان است ، به راه حق « 10 » رجوع نمىكنيد . فردا كه از ميان شمايان غايب شوم ، آنگاه ندامت كنيد سود نكند . و بدانيد كه وجود من فقير در ميان شمايان مدت معهودى بيش نيست . اين سخن حضرت شيخ قدس سره العزيز ، تأثيرى در نفوس اين جماعت كرد . در مقام ارادت شدند و انابت كردند . آن روز هفتصد كس به دولت ارادت مشرف شدند . بعد از آن يوما فيوما مردم گرد آمدند قريب به سى هزار كس ، و شيخ قدس سره العزيز در مقام تربيت شد . هزار كس از اين دولتمندان به تربيت مشرف شدند و ديگران در كار بودند كه شيخ را به عالم غيب بردند و به رجال الغيب جمع ساختند . اما هفته ( اى ) يكبار بر اصحاب خود ظاهر مىشد . مدت بيست سال برين گذشت . بعد از آن ، آن نيز منقطع شد . درويشان را به خاطر آمد كه : مگر تقصيرى از ما بىادبان به نسبت شيخ واقع شد كه من كل الوجوه قطع آشنايى ازين جماعت كرد ؟ عذر تقصير غايبانه كردند به جايى نرسيد ، و به همان رفتن رفت ديگر كسى آن بزرگوار را نديد . اما معلوم باشد كه بزرگوار از قطب الاقطاب تربيت يافته بود ، و بر ظهر شمعون عليه السلام 57 بود . و الله اعلم بالصواب « 11 » .
--> ( 1 ) - ب : + را ( 2 ) - ت : - شيخ ( 3 ) - ب ، ت : - على هذا القياس ( 4 ) - ب : - سال ( 5 ) - ب : قطره آبى ( 6 ) - الف : - الجريان ( 7 ) - ب : - جلجلاله ( 8 ) - الف : على هذا القياس ( 9 ) - الف : - كه ( 10 ) - ب : به راه خود ( 11 ) - ب ، ت : + و اليه المرجع و المآب