مؤلف مجهول
203
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
زمان « 1 » ارادت ، حضرت شيخ قدس الله روحه العزيز « 2 » به هريك از ارادتمندان « 3 » به صورت ديگر ظاهر شدى . مدت دو سال برين گذشت كه تمامى « 4 » مردم اوزجند به صلاح آمدند . بعضى به لطف و بعضى به قهر و غضب « 5 » و بعضى به نصيحت و موعظت ، و گرنه آن « 6 » مردم پيش از وجود شريف حضرت شيخ قدس سره العزيز ، مردم دور از كار ( و ) ناملايم بودند . بعد از آنكه ذات آفتابصفت آن بزرگوار از مشرق سعادت « 7 » طلوع كرد و به اهل آن ديار پرتو انداخت ذرهوار در ويزه نور از آفتاب جمال جهانآراى بزرگوار كردند ، و نور هدايت شريعت « 8 » نبوى و دين و ملت مصطفوى به رواج دادن آن بزرگوار روشن شد . آنگاه اسم شمسيت به حضرت « 9 » شيخ مسلم شد ، و اسم اوزجند به سبب وجود « 10 » شريف حضرت شيخ آشكارا شد « 11 » . اما معلوم باشد كه حضرت شيخ قدس سره العزيز كسى را نمىتوانست تربيت كردن ، زيرا به اندك خطا در قهر شدى . و مريد از قهر شيخ ترسان و هراسان شدى و خلل در كار درويشى او پيدا شدى و در تنزل افتادى . و بعد از فرو نشستن قهر مىگفت : اى ياران ! بدانيد كه شيخ قهار مريد نتواند تربيت كرد ، زيراكه از قهر وحشت برخيزد ، و وحشت پريشانى انگيزد ، و پريشانى ضد جمعيت است ، و تربيت موقوف به جمعيت است . و مريدپرورى را شيخ حليم مىبايد و صبور « 12 » ، زيراكه حلم سبب جمعيت است ، و صبر موجب فتح . به قهر كار برنمىآيد ، به تخصيص كار درويشى « 13 » . من ازين فعل خود بسى در رنجم . ديگرى گفت : اى بزرگوار ! مقهور بايد كه رنجد . شيخ گفت : نيك مىگويى ، اما چون درويشان عين يكديگرند رنج ايشان عين رنج يكديگر است « 14 » .
--> ( 1 ) - ب : - زمان ( 2 ) - ب : قدس سره العزيز ( 3 ) - ب : + را ( 4 ) - ب : تمام ( 5 ) - ب : - و غضب ( 6 ) - ب : اين ( 7 ) - ب : عنايت ( 8 ) - ت : شريف ( 9 ) - ب : اسم سميت حضرت ( 10 ) - ب : اسلام ازو چند شب به وجود ( 11 ) - ب ، ت : آشكارا گشت ( 12 ) - ب : حليم و صبور مىبايد ( 13 ) - ت : + اى درويش ( 14 ) - ت : + و الله اعلم