مؤلف مجهول
72
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
آن زمان معلوم شيخ على شد كه شترسوار « 1 » حضرت شيخ بوده است . چونكه اقطاب را منزل آخرت كوه لبنانست « 2 » . حضرت بزرگوار نخواست كه در غير منزل خود مدفون شود . آن بود كه به اين صورت پيدا شد . و جنازه خود را برد . بعد از دو روز شيخ على « 3 » پيدا شد . درويشان در پاى وى افتادند كه : اى بزرگوار كجا رفتى و حال چه شد ؟ شيخ على قصه بيان كرد . درويشان خوشحال شدند . همان شب يكى از درويشان حضرت بزرگوار را در خواب ديد . پرسيد : اى بزرگوار ! خداى با تو چه كرد ؟ بزرگوار فرمود : عنايات بىقياس كرامت فرمود . اى درويش تو نيز آن كن « 4 » كه حقير كرد « 5 » تا به اين دولت مشرف گردى « 6 » . و ديگر به درويشان بگو كه شيخ على را غنيمت دارند . « 7 » و به جاى من دانند و از سخن وى تجاوز نكنند ، تا از تربيت وى محروم نگردند . اميد است كه از رستگاران باشند ، زيراكه شيخ على مقامات عالى و كرامات قوى دارد ، اما كسى از حال او باخبر نيست « 8 » . اى درويش ! جهد كن و از ياد حق سبحانه و تعالى غافل مباش كه كار همين است و ديگر آنهمه هباست . و الله اعلم بالصواب « 9 » .
--> ( 1 ) - ب : معلوم شد شيخ على را كه پيشوا حضرت ( 2 ) - ب : آخرت در لبنان است ( 3 ) - ب : - على ( 4 ) - الف : - كن ( 5 ) - ب : كه فقير كردم ( 6 ) - ب : مشرف گرديدم ( 7 ) - ب ، ت : غنيمت شمارند ( 8 ) - متن تق ، جميع نسخ : حال او بىخبر است ( 9 ) - ب ، ت : - و الله اعلم بالصواب