على بن حسين واعظ كاشفى
427
رشحات عين الحيات ( فارسي )
و چنان معلوم شد كه كتابى كه تصنيف كرده شيخ است مىخواهند كه پيش شيخ بخوانند ، پاى بر زمين مىزدند و مىسرفيدند و حركات ناخوش مىكردند كه باشد شيخ از مراقبه بازآيند كه وقت سبق مىگذشت و شيخ حاضر نمىشدند آخر گفتند به اينها نمىشود اولى آنست كه به باطن مشغول « 1 » شويم تا به حال خود آيند ، پس نشستند و خاطرها بر شيخ گماشتند « 2 » شيخ حاضر شدند و « 3 » فرمودند « 4 » براى سبق خواندن آمدهايد بياييد ، پس شيخ و اصحاب نشستند و به افاده و استفاده مشغول شدند ، حضرت ايشان مىفرمودند كه « 5 » اين بىادبى از مولانا محمود و ساير اصحاب شيخ بهغايت ناخوش آمد كه عزيزى را از چنان حالى « 6 » به جهت سبق خواندن باز بايد آوردن و فرمودند كه ميان خاطر بر كسى گماشتن و وى را لت كردن و گردنى زدن هيچ فرقى نيست از اين جهت به خانه شيخ زين الدين عليهالرحمه « 7 » كمتر مىرفتم . مىفرمودند كه « 8 » روزى كه خدمت شيخ زين الدين « 9 » مولانا محمود حصارى و درويش عبد الرحيم رومى « 10 » را اجازت ارشاد مىكردند و بولايت خويش مىفرستادند ، من در آن مجلس حاضر بودم ، بعضى مخاديم از حضرت ايشان نقل كردند كه « 11 » فرمودند روزى پيش شيخ بهاء الدين عمر درآمدم ، چنانچه عادت ايشان بود پرسيدند « 12 » كه در شهر چه خبر است ، گفتند دو خبر ، « 13 » فرمودند كدام است ، گفتم شيخ زين الدين و اصحاب ايشان مىگويند كه همه از او است و سيد قاسم و اتباع ايشان مىگويند كه همه او است ، شما چه مىگوئيد ؟ شيخ فرمودند كه شيخ زين الدينيان « 14 » راست مىگويند
--> ( 1 ) - مى : شيخ متوجه شويم ( 2 ) - چپ : خاطرها بشيخ ( 3 ) - بر : شدند فرمودند ( 4 ) - مى : كه براى ( 5 ) - مى : چپ : كه مرا اين مج : كه مرا ازين ( 6 ) - چپ : حال ( 7 ) - مج : چپ : ( عليهالرحمه ) ندارد ( 8 ) - مى : ( كه ) ندارد ( 9 ) - مى : الدين عليهالرحمه مولانا ( 10 ) - مج : ( رومى را اجازت ارشاد مىكردند و بولايت خودشان مىفرستادند ) ندارد ( 11 ) - مى : ( كه ) ندارد ( 12 ) - مىپرسيدهاند : كه ( 13 ) - بر : دو خبر است ( 14 ) - مج : شيخ زين دينيان .