على بن حسين واعظ كاشفى

428

رشحات عين الحيات ( فارسي )

و درايستادند بدليل گفتن بر تقويت قول شيخ زين الدين و اصحاب ايشان ، چون گوش فرا داشتم همه دلايل ايشان مقوى سخن سيد قاسم و اتباع ايشان بود ، گفتم اين دلايل بارى تقويت قول سيد قاسميان مىكند ، شيخ باز « 1 » درايستادند و بدلائل قوىتر زبان بگشادند هم در تقويت قول سيد قاسم و اتباع ايشان ، در اين محل بخاطر من افتاد كه بحسب باطن ، معتقد قول سيد قاسميان مىبايد بود ، اما بحسب ظاهر خود را بر اعتقاد شيخ زين الدينيان « 2 » فرا مىبايد نمود . حضرت ايشان مىفرمودند كه خدمت شيخ بهاء الدين عمر را بسيار مىماليدم ، ايشان بس نمىگفتند و من ترك نمىكردم ، ايشان را استغراقى بود مثل آنكه كسى در خواب رود و پينكى زند ، گاه‌گاه حاضر مىشدند و مىگفتند مگر رسم ولايت شما اينست ؟ من مىگفتم آرى ، شيخ مىگفتند چه خوش جائى آنجا « 3 » رود كسى . مىفرمودند كه به خدمت شيخ بهاء الدين عمر بسيار مىرفتم ، مرا مىگفتند بيا شيخ‌زاده كتف مرا بمال ، من كتف مبارك ايشان را بسيار مىماليدم و گاهى « 4 » موزه را « 5 » از پاى ايشان مىكشيدم ، هرگز هيچ بوئى مرا خوش‌تر از بوى پاىتابه « 6 » ايشان نيامد . ذكر ملاقات حضرت ايشان به خدمت « 7 » مولانا يعقوب چرخى قدس سره « 8 » : حضرت ايشان مىفرمودند كه اول بار كه به هرى مىرفتم به چل دختران رسيدم ، بازرگانى بجمال « 9 » بر در « 10 » رباط نشسته بود ، چنين فهم كردم كه بطريق خواجگان

--> ( 1 ) - مج ، چپ : شيخ باز به دلايل قوىتر زبان ، مى : باز شيخ بدلائل قوىتر ( 2 ) - مج : شيخ زين دينيان ( 3 ) - مى ؛ چپ : در نسخه بدل : چه خوش جائى بوده است آنجا رود كسى ( 4 ) - مى : و گاه ( 5 ) - مى ، چپ : ( را ) ندارد ( 6 ) - بر : بوى بيتابه ( 7 ) - بر : ايشان بمولانا ( 8 ) - مج : جمله دعا ندارد ، مى ، قدس اللّه تعالى سره ( 9 ) - مى : بسيار باجمال مج : چپ : بسيار بىجمال ( 10 ) - بر : بر درنشسته .