على بن حسين واعظ كاشفى
426
رشحات عين الحيات ( فارسي )
صحبت شيخ روشنتر « 1 » مىافتم . حضرت مير عبد الاول در مسموعات خود نوشتهاند كه حضرت ايشان مىفرمودند وقتى كه در هرى بودم در واقعه ديدم كه از منزلى مىگذرم كه تعلق به خدمت شيخ زين الدين خوافى دارد و مريدان و اصحاب ايشان « 2 » مرا دلالت مىكنند كه اينجا باشيد ، آنجا خاطر من نكشيد ، نباشيدم از آنجا گذشتم به جائى رسيدم كه بسيار نزاهت و خوبى داشت چنين معلوم شد كه منزل « 3 » شيخ بهاء الدين عمر است ، ديدم كه حوضى پرآبست در غايت صفا و ميدانى بسيار وسيع و حضرت شيخ بر كنار حوض نشستهاند ، مىخواهند كه نماز جمعه گزارند ، آنجا مرا بسيار خوب نمود چون حاضر شدم ميل ملاقات « 4 » شيخ بهاء الدين عمر بيشتر شد و بسيار پيش ايشان مىرفتم و فرمودند كه بسيارى از كلانان اصحاب حضرت خواجه بهاء الدين را قدس اللّه « 5 » تعالى سره ديده بودم ، طريقه شيخ زين الدين « 6 » پيش من چنان ننمود ، طريقه شيخ بهاء الدين عمر بسيار خوب مىنمود ، همه « 7 » روز نشسته بودند هركس مىآمد مناسب او حكايتى مىگفتند ، احيانا « 8 » به چله مىنشستند ، انتهى كلامه « 9 » رحمه اللّه . مىفرمودند « 10 » وقتىكه به منزل شيخ بهاء الدين عمر مىرفتم اول به سر راه ، منزل شيخ زين الدين مىرسيدم خود را از همه نسبتها تهى مىساختم و عنان خود را مىگذاشتم ، ميل رفتن به خانه شيخ زين الدين نمىشد ، كشش خاطر به خانه شيخ بهاء الدين عمر مىشد . مىفرمودند كه روزى به خانه شيخ زين الدين رفته بودم ، ايشان را استغراقى بود مولانا محمود حصارى كه خود را از خلفاى « 11 » شيخ مىداشت با جمعى « 12 » از اصحاب حاضر شدند
--> ( 1 ) - مى : روشن مىيافتم ( 2 ) - بر : و اصحاب مرا دلالت ( 3 ) - مى : ( منزل ) افتاده ( 4 ) - بر : ملاقات حضرت شيخ ( 5 ) - چپ : قدس سره ( 6 ) - مى : شيخ زين الدين خوافى پيش ( 7 ) - بر : مىنمود ، روزى نشسته بودند ( 8 ) - بر : احيانا چله اختيار مىكردند و مىنشستند ( 9 ) - مى : انتهى كلامه رحمة اللّه تعالى عليه ، مج : چپ : انتها كلامه قدس سره ( 10 ) - بر : كه وقتىكه ( 11 ) - بر : از خلفاء شيخ زين الدين مىدانست ( 12 ) - مى : با جمع از .