على بن حسين واعظ كاشفى
410
رشحات عين الحيات ( فارسي )
جناب نقابت مآب سيد « 1 » عبد القادر مشهدى مد ظله العالى در زمان سلطان ابو سعيد ميرزا بسمرقند رفته بودهاند « 2 » و بصحبت حضرت ايشان رسيده « 3 » ، مىفرمودند كه شبى مير مزيد ارغون در محله كفشير به ملازمت ايشان آمد و داعيه كرد كه آن شب در صحبت ايشان احيا كند و فقير در آن مجلس حاضر بود ، چون نماز خفتن گزاردند ، ايشان فرمودند كه مير مزيد مهمان ما است و مىخواهد كه ما با وى امشب احيا كنيم و مراعات جانب مهمان لازم است ما با بعضى ياران خواهيم نشست ، شما جوانيد « 4 » رويد و خواب كنيد و اگر خاطر شما « 5 » كشد سحر آييد ، من گفتم اجازت « 6 » فرمايند فقير نيز باشم ، فرمودند كه اگر در خود قوت نشستن مىيابيد مانعى نيست . فقير با سه كس ديگر از اصحاب « 7 » ايشان در آن مجلس نشستيم « 8 » و من از اول شب تا دم « 9 » صبح مترقب احوال ايشان بودم ، به همان وضع « 10 » دو زانو كه در اول شب نشستند اصلا و قطعا ازين زانو بر آن زانو نگشتند و مطلقا از هيچ عضو ايشان حركتى صادر نشد تا وقتىكه به نماز تهجد برخاستند و چون از نماز فارغ شدند باز به همان نوع نشستند بر يك قرار از روى تمكين و وقار تا وقت طلوع فجر ، بىآنكه اثر نعاس و پينكى از ايشان ظاهر شود و فقير با وجود قوت جوانى در هريك ساعت و دو ساعت ازين پاى بر آن پاى مىنشستم و ازين زانو بر آن زانو مىگشتم و بتكلف « 11 » خواب را از خود دور مىكردم و مير مزيد نيز به بركت التفات ايشان كمتر حركت مىكرد با وجود آنكه « 12 » مرد مرطوبى بود و مقدمات خواب نيز از وى ظاهر نمىشد ، ايشان « 13 » همچنين مراقب مىبودند تا صبح دميد ، بعد از آن به سنت نماز بامداد برخاستند و نماز
--> ( 1 ) - مى : سيد عبد القادر عبد اللّه مشهدى ( 2 ) - بر : رفته بود ( 3 ) - بر : رسيد ( 4 ) - چپ : شما خواهيد رويد ( 5 ) - بر : خاطر شما خواهد ( 6 ) - بر : اگر اجازت باشد ( 7 ) - بر : اصحاب حضرت ايشان ( 8 ) - مى : نشستم ( 9 ) - بر : تا صبح ( 10 ) - بر : وضع كه دوزانو در اول شب ( 11 ) - بر : و بتكلف خود را از خواب دور ( 12 ) - بر : با آنكه مرد مرطوبى بود ، مى : مج : مردى مرطوبى بود ( 13 ) - بر : حضرت ايشان .