على بن حسين واعظ كاشفى

408

رشحات عين الحيات ( فارسي )

ثمره خدمت محبت و تمكين در دلها است ، جبلت القلوب على حب من احسن اليها مبين اينست . هرگز ثمرات « 1 » نوافل باثر « 2 » و ثمره و نتيجه كه محبت مؤمنين است برابر نخواهد بود . مىفرمودند آنكه حضرت خواجه بهاء الدين و متابعان ايشان قدس اللّه تعالى ارواحهم به‌آسانى خدمت كسى قبول نمىكنند از جهت آنست كه ، خدمت و تواضع از جمله احسانست و حب « 3 » محسن ضرورى « 4 » و به قدر محبت علاقه واقع ، چون ايشان به تمامى همت مشغولند بنفى خلق و نمىخواهند كه ايشان را هيچ‌گونه علاقه بكشد « 5 » به ضرورت سعى و اهتمام دارند كه تا توانند خدمت كنند نه قبول خدمت ، و از كسى خدمت قبول مىكنند كه در وى استعداد آن مىيابند كه روز به روز از طريقه « 6 » و طور ايشان بهره‌مند شود و علاقه « 7 » او از عالم بسبب قبول و التفات خاطر ايشان كمتر گردد و عالمى از جمعيت باطن او معمور و منور شود . مىفرمودند كه من اين طريق را از كتب صوفيه نگرفته‌ام بلكه « 8 » از خدمت مردم گرفته‌ام ، نه آنكه مرا آموخته باشند اما خدمت را خاصيت اينست . مىفرمودند كه « 9 » هركسى را « 10 » از درى درآورده‌اند ، مرا از در خدمت درآورده - اند « 11 » از اين جهت است « 12 » كه خدمت مرضى و مختار و محبوب من است ، بهر كه اميدوارى دارم وى را خدمت مىفرمايم و اين بيت خواندند كه : « 13 » همت ترا به كنگره كبريا كشد * آن سقف گاه را به ازين نردبان مخواه

--> ( 1 ) - بر : هرگز ثمره نوافل ( 2 ) - مى : نوافل به او ثمره و ( 3 ) - مى : ( حب ) افتاده ( 4 ) - مى : ضرورى است و مج : ( ضرورى و به قدر محبت ) ندارد ( 5 ) - مى ، چپ : علاقه باشد ، به ضرورت ( 6 ) - بر : از طريقه طور ايشان ، مج : از طريقه خواجگان و طور ايشان ( 7 ) - مى : و علاقه او از عالم سبب قبول ، چپ و علاقه وى از ( 8 ) - مج : بلك از ( 9 ) - مج : چپ : ( كه ) ندارد ( 10 ) - مى : هركس را ( 11 ) - مى : درآوردند ( 12 ) - مج : ازين جهت مرضى و ( 13 ) - مج : كه شعر ، چپ : كه بيت .