على بن حسين واعظ كاشفى

407

رشحات عين الحيات ( فارسي )

همه كس در خدمت سبقت مىنموده‌اند . مىفرمودند « 1 » وقتىكه در سمرقند در مدرسه مولانا قطب الدين صدر مىبودم دو سه بيمار را كه مرض حصبه داشتند تعهد و بيماردارى مىكردم بسبب شدت مرض بىشعور بودند و جامه و بستر ايشان شستنى مىشد ، من آنها را مىشستم و دفع و رفع اذى « 2 » ازيشان مىكردم و اين واقعه زودزود مىشد و مرا به‌واسطه بيماردارى و لوازم آن ، حصبه شد در شبى كه تب محرق داشتم ، سه چهار سبوى آب آوردم و جامه‌ها و بسترهاى بيماران شستم . مىفرمودند وقتىكه در هرى بودم سحرها بحمام پير هرى مىرفتم و مردم را خادمى مىكردم ، گاه بودى كه پانزده شانزده كس را خدمت مىكردم « 3 » و در اين خدمت امتياز نمىكردم ميان نيك « 4 » و به دو سفيد و سياه و آزاد و بنده ، گاه چنان بود كه در گرم‌خانه حمام پنج شش كس را خادمى مىكردم و بعد از خدمت مردم ، مىگريختم تا كسى را دغدغه اجرت نشود و اگر شود مرا نيابد ، در آخر حيات مىفرمودند از به سكه در حمام اين‌چنين خدمتها مىكردم ، از حرارت حمام كوفتى به طبيعت رسيده است ازين جهت حالا بحمام رغبت نمىشود ، بحمام كم تشريف مىبردند و ازين « 5 » جهت مىگفتند : مىفرمودند كه در طريقه خواجگان قدس اللّه تعالى « 6 » ارواحهم همت و خاطر مصروف آن مىشد كه مقتضاى وقت چيست و ذكر مراقبه وقتى است كه در آن وقت خدمتى نباشد كه از آن راحتى به مسلمانى رسد ، خدمتى كه سبب قبول دلى « 7 » است بر ذكر و مراقبه مقدم است ، بعضى گمان برده‌اند كه اشتغال بنوافل عبادات از خدمت اولى است .

--> ( 1 ) - مى : كه وقتىكه ( 2 ) - بر : دفع و رفع ايذائى ازيشان ( 3 ) - مى ، مج : چپ : خدمت كردمى ( 4 ) - بر : ميان بد و نيك ( 5 ) - مى ، چپ : و اين جهت ( 6 ) - مج : قدس اللّه تعالى سره ( 7 ) - بر ، قبول دل است .