على بن حسين واعظ كاشفى

406

رشحات عين الحيات ( فارسي )

رشحه : روزى حضرت ايشان در معنى آيت « 1 » كريمه إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ، مىفرمودند كه محققان در تفسير اين آيت « 2 » چنين گفته‌اند كه داديم ترا كوثر يعنى شهود احديت در كثرت پس كسى كه اين مشهد مقام او است هرآينه هر ذره از ذرات كائنات او را آئينه‌ايست كه در آن جمال وجه باقى مشاهده مىكند اين‌چنين كس را كه مسمى بما سوا « 3 » سبب مزيد شهود و تجلى وجود باشد اسباب دنيوى چگونه حجاب جمال مقصود گردد و محجوبى او را چگونه صورت بندد و حضرت مخدومى قدس سره « 4 » در كتاب تحفة الاحرار در منقبت حضرت ايشان اشارت به اين معنى كرده‌اند آنجا كه فرموده‌اند : « 5 » . زد بجهان نوبت شاهنشهى * كو كبه فقر عبيد اللهى آنكه ز حريت فقر آگهست * خواجه احرار عبيد اللّه است روى « 6 » زمين كش نه سر و نه بن است * در نظرش چون روى يك ناخن است يك روى ناخن كه بدست آيدش * كى بره فقر شكست آيدش لجه بحر احديت دلش * صورت كثرت صدف « 7 » ساحلش هست در آن لجه ناقعرياب « 8 » * قبه نه توى فلك يك حباب « 9 » ذكر خدمت و شفقت حضرت ايشان نسبت به كافه انام از خواص و عوام : حضرت ايشان از ابتداء حال تا انتهاى مراتب كمال بر خدمت و شفقت آشنا و بيگانه و اعانت و رعايت دوست و دشمن حريص و مولع بوده‌اند و در مجالس « 10 » و محافل بر

--> ( 1 ) - مج : در معنى اين آيت كريمه ( 2 ) - چپ : اين آيه خليق چنين ( 3 ) - بر : بما سواست سبب ( 4 ) - مى : قدس اللّه سره ( 5 ) - مى ، مج : فرموده‌اند ، شعر ، چپ : فرموده‌اند بيت ( 6 ) - مج : روى زمين كشته نه سر نه بن است ، مى : روى زمين كش نه سر و نى بن است ( 7 ) - مج : صدف ناخنش ( 8 ) - مى ، نا قعر باب : چپ : تا قعر باب ( 9 ) - مى : يك جناب ( 10 ) - مى : در مجلس و محافل .