على بن حسين واعظ كاشفى
405
رشحات عين الحيات ( فارسي )
هزارش مزرعه در زير كشت است * كه زاد رفتن راه بهشت است در آن فرصت كه راقم اين حروف متوجه آستانهبوسى بود به قرشى رسيد و شبى در منزل يكى از سركارداران حضرت ايشان بود وى مىگفت كه من صاحب نسق جويبار قرشىام كه يك مزرعه است از جمله هزار و سيصد مزرعه حضرت ايشان ، فقير پرسيد كه بر اين « 1 » جويبار چند زوج از عوامل زراعت مىشود ، گفت هر سال به جهت جوى پرداختن ، بعدد هر « 2 » زوجى ، مردى بيرون مىرود . سه هزار مرد جمع مىشود . روزى حضرت ايشان به تقريبى فرمودند كه من هر سال از مزرعههاى خاصه سمرقند هشتاد « 3 » هزار من غله « 4 » به سنگ سمرقند عشر محصول خود بديوان سلطان احمد ميرزا جواب مىگويم و فرمودند كه حق تعالى « 5 » در اموال من بركتى نهاده است كه هر خرمنى را كه حزّاران صاحب وقوف ، هزار من غله حزر مىكنند در وقت بركشيدن هزار و چهارصد من و « 6 » هزار و پانصد من مىآمد ، يكى از ملازمان كه « 7 » بعضى انبار غلات حضرت ايشان تعلق بوى مىداشت ، مىفرمود « 8 » كه خرج غله گاهى « 9 » از دخل زياده مىشود و در آخر سال مىنگريستيم هنوز در انبارخانه غله بسيار باقى مىبود و مشاهده اين حال سبب مزيد يقين مىگشت به حضرت ايشان ، يكبار اين « 10 » معنى را از حضرت ايشان استفسار كردم فرمودند كه مال ما براى فقرا است اينچنين مال را خاصيت اين است .
--> ( 1 ) - بر : كه اين ( 2 ) - مى : ، مج ، چپ : هر زوجى يك مرد ( 3 ) - چپ : هشتاد هزار هزار من ، نسخه بدل : هشتاد هزار من غله ( 4 ) - حاشيه بر : يك من سمرقند شانزده من هرات است ( 5 ) - بر : حق سبحانه و تعالى ( 6 ) - مى ، چپ : هزار و چهارصد و هزار و پانصد من ( 7 ) - بر : ( كه ) ندارد ، مج : از ملازمان ما كه بعض ( 8 ) - مى ، مج : مىفرمودند ( 9 ) - مج : ( گاهى از دخل زياده مىشود و در آخر سال مىنگريستم هنوز در انبارخانه ) ندارد ( 10 ) بر : يكبار اين معنى را عرض نمودم از آن حضرت استفسار كردم .