على بن حسين واعظ كاشفى
مقدمه مصحح 38
رشحات عين الحيات ( فارسي )
موضوع اشاره كرده است : اى برادر در طريق نقشبند * ذكر حق را در دل خود نقشبند « 1 » و در تأييد اين نظر ، قول خواجه محمد پارسا است كه فرموده : مداومت بر ذكر به جائى مىرسد كه حقيقت ذكر با جوهر دل يكى مىشود و در آن حال ذاكر بهواسطه استيلاى مذكور ، ميان دل و حقيقت ذكر هيچ تفرقه و تميز نتواند كرد ، چه دل او را بمذكور وجهى ارتباط شده كه غير مذكور ، در دل و انديشه او كنجائى ندارد . « 2 » و بعضى گفتهاند كه مدار طريقت ايشان بذكر خفى و مراقبه است و در اين دو چيز جدوجهد تمام به ظهور رسانند و تمام عمر خود را بر اين دو چيز مصروف گردانند تا بقول خواجه اولياء كبير اشتغال و استغراق ذكر به مرتبهاى رسد كه اگر به بازار درآيد هيچ سخن و آواز نشنود بسبب استيلاى ذكر بر حقيقت ذكر ، يعنى همه آوازها و حكايات مردم ذكر نمايد و سخنى كه خود گويد ، ذكر شنود . « 3 » صاحب كتاب انوار القدسية نيز در توجيه كلمه نقشبند و وجه تسميه آن چنين نوشته است : اين طايفه ( نقشبنديه ) كه تا زمان خواجه بهاء الدين محمد معروف و موسوم به خواجگان يا خواجكانيه بوده است . از آن زمان تا عهد خواجه ناصر الدين عبيد اللّه احرار مسمى به نقشبنديه شدهاند يعنى منسوب به نقشبند كه معناى آن نقشبندنده ، نقشى كه بسته شود و آن صورت كمال
--> ( 1 ) - طرائق الحقائق ج 2 ص 351 ( 2 ) - رشحات عين الحيات ص 458 ( 3 ) - رشحات ص 43