على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 39

رشحات عين الحيات ( فارسي )

حقيقتى است بقلب مريد و بايد دانست كه از ابتدا تا زمان خواجه بهاء الدين نقشبند ذكر اين سلسله در حال انفراد و تنهائى ذكر خفيه و در حال اجتماع ، به صورت جهر و علانيه بوده است ولى خواجه بهاء الدين نقشبند باستناد اينكه در عالم سير و سلوك از روحانيت و باطن خواجه عبد الخالق غجدوانى شيخ المشايخ اين سلسله مامور به ذكر خفى شده لذا بامر باطنى او كه مرشد و پيشواى روحانى اوست به پيروان و اصحاب خود دستور داد كه چه در حال انفراد و چه در حال اجتماع بايد بذكر خفيه مشغول شوند و ذكر جهر و علانيه را ترك كنند زيرا ذكر به اين نحو حال مراقبه به خود مىگيرد و در قلب مريد تاثير بليغ مىكند ، چه ذكر خفيه چون بند است و تأثير آن در قلب سالك و مريد ، چون نقش كه در اثر ممارست و دوام و استغراق در ذكر ، كم‌كم در قلب مريد نقش مىبندد ، همچنان مهر يا خاتمى كه بر صفحه‌اى از موم و مانند آن بزنند چگونه نقش مىگيرد و آن نقش بر صفحه باقى مىماند و محو نمىشود ، ذكر به اين صورت هم مانند همان مهر و خاتم است كه در صفحه پاك و روشن قلب مريد كه چون آئينه پاك تابناك است نقشى جاودان و محونشدنى ايجاد مىكند . « 1 » 3 - موجد و مؤسس اين طريقه كيست ؟ اين طريقه با آنكه بنام خواجه بهاء الدين محمد نقشبند بخارى كه از مشاهير صوفيه قرن هشتم به نقشبنديه معروف و موسوم شده مع‌هذا بر خلاف مشهور بايد گفت كه قريب سه قرن قبل از او ، سنگ بناى آن گذاشته شده و به‌وسيله سه تن از بزرگان مشايخ اهل تصوف بتدريج پايه و بنياد آن استوار گشته است كه يكى از آنان شيخ ابو على

--> ( 1 ) - انوار القدسية ص 6 چاپ مصر .