على بن حسين واعظ كاشفى
مقدمه مصحح 37
رشحات عين الحيات ( فارسي )
2 - وجه تسميه كلمه نقشبند : در وجه تسميه كلمه نقشبند « 1 » كه يك صفت مركب فاعلى است اقوال مختلف است : عدهاى قليل گفتهاند كه نقشبند نام دهى است در يك فرسخى بخارا و چون خواجه بهاء الدين محمد از آن قريه است ، لذا به نقشبندى معروف شده مانند سلسله تصوف چشتيه « 2 » كه مروج آن سلسله ، خواجه احمد بوده و چون از قراء چشت كه از قراء اطراف شهر هرات است برخاسته ، از اين جهت آن طريقه بنام وى ، چشتيه شهرت يافته ، ولى اين نظر درست نيست ، زيرا گذشته از اينكه مولد و مدفن خواجه بهاء الدين به عقيده اجماع محققان و صاحبان تذكره ، قريه قصر عارفان در يك فرسخى بخاراست ، اصولا دهى بنام نقشبند در اطراف بخارا وجود نداشته است . قول ديگر كه بصواب نزديكتر است آن است كه مىگويند خواجه بهاء الدين محمد از كثرت ذكر به مرتبهاى رسيده كه ذكر تحليل در قلب وى نقش بسته بود لاجرم مشهور به نقشبند گرديد چنان كه يكى از بزرگان ايشان به اين
--> ( 1 ) - كلمه نقشبند صفت مركب فاعلى است بمعنى نقش بندنده ، كسى كه نقش مىبندد ، مصور ، نقاش ، رسام ، صورتگر ، نگارگر ، زردوز ، گلدوز و غير آن ، تركيبات آن نيز زياد است : نقشبند ازل ، نقشبند حوادث ، نقشبند وجود ، نظامى گويد : همه را در نگارخانه جود : قدرت او است نقشبند وجود ، موارد استعمال اين كلمه در ادبيات فارسى از نظم و نثر بسيار است . ( 2 ) - خواجه ابو احمد ابدال چشتى كه مؤسس و بنيانگذار سلسله چشتيه و از اشرافزادگان ناحيه چشت و در طريقت پيرو مكتب شيخ ابو اسحاق شامى بوده است وى در مصاحبت شيخ درجات عاليه سير و سلوك را تمام كرد و به مرتبه ارشاد و دعوت رسيد .